روز جـهانی مبـارزه بـا کار شـاقۀ کـودکان

/

از روز جهانی مبارزه با کار شاقه کودکان و اطفال در افغانستان در حالی تجلیل می‌شود که وضعیت اطفال کارگر در این کشور اسفبار است و بر این مشکل هر روز افزوده می‌شود.
۱۲ جون روز جهانی مبارزه با کار شاقۀ کودکان و اطفال برای اطفال وکودکان افغانستان یک روز نا آشنا است، کودکان افغانستان نمی‌دانند که این روز برای چه است و چگونه از آن باید تجلیل کند واین روز بر زندهگی آنها و آینده آنها چه مفهومی دارد؟ هر روز به شمار کودکان کارگر افزوده mandegarمی‌شود. در کشورهای دیگر این روز به عنوان بررسی وضعیت کودکان و اطفال تجلیل می‌شود، برای بهبود زندهگی و آینده آنها برنامه‌ریزی می‌شود، سرانجام مسوولان از کارکرد خود به مردم، اطفال و کودکان گزارش می‌دهند؛ مگر در افغانستان این فرصت‌ها در سایه ناامنی، فقر و مصروفیت‌های دیگر، از میان رفته و اگر تجلیل هم می‌شود کلیشه‌یی وتشریفاتی است، مگر حقیقت این است که درافغانستان قریب به دو میلیون کودک و اطفال وجود دارند که مصروف کارهای شاقه اند.
یونیسف شمار کودکان شاغل در افغانستان را ۹ درصد جمعیت این کشور می‌داند مگر این رقم نمی‌تواند دقیق باشد، زیرا گرفتن ارقام از روستاها و نقاط دور افتاده کشور آنهم در موجودیت ناامنی و مشکلات دیگر کار دشوار است. واقعیت این است که اکثریت مطلق اطفال و کودکان در افغانستان در تلاش اند که ممد خانواده‌های‌شان باشند موجودیت هزاران طفل در جاده‌ها، موجودیت هزاران کودک و طفل در داش‌های خشت‌پزی، موجودیت هزاران طفل در مزارع و کشت‌زارها مجبور ساختن اطفال و کودکان بر گدایی، انتقال از آنها در منازعات جنگی … مواردی است که نشان می‌دهد وضعیت اطفال و کودکان در افغانستان دشوار است.
موسسات و نهادهای دولتی و بین‌المللی غرض احصائیه‌گیری از وضعیت کودکان، اطفال، زنان و یا مسایل دیگر بیشتر به شهرها تمرکز دارند، در حالی که جمعیت اصلی کشور در روستاها است و مشکلات و ناهنجارها هم در روستاها بیشتر محسوس است، بخش اعظم از کودکان و اطفال بهخصوص دختران در ولایت‌ها ونقاط روستایی به مکتب دسترسی ندارند و طی سال‌ها گذشته هیچ تغییری در زندهگی آنها به میان نیامده است.
نبود امکانات آموزش و پرورش آنهم به شکل فراگیر و معیاری سبب شده تا خانواده‌ها برای اطفال‌شان خود شغل‌سازی و زمینه‌سازی کنند، آنچه مهم است وضعیت اقشار اطفال و کودکان کارگر در افغانستان است که از یک طرف توان فزیکی وقدرت بدنی برای کار ندارند، از طرف دیگر مصونیت جسمانی و اجتماعی آنان نیز زیر سوال است و تجلیل یک روز در یک‌سال بهنام مبارزه با کار شاقۀ کودکان نمی‌تواند جواب‌گو وضعیت و نیازمندی‌های کنونی باشد .
در اینجا ضرور است تا نهادهای حکومتی از وزارت کار تا وزارت‌های معارف، داخله … روی حمایت از اطفال کارگر با یک برنامه راهبردی عمل کند و در هر سال آنهم در روز جهانی مبارزه با کار شاقۀ کودکان از کار نیک خود به این قشر معصوم و نیازمند گزارش دهند حرف‌های تشریفاتی و سخنان کلیشه‌یی دردی را دوا نمی‌کند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.