سرگرمی این روزهای امریکا برای افغانستان

بهــزاد/ سه شنبه 24 اسد 1396/

تا هنوز امریکا راهبرد جدید نظامی‌اش را به صورت روشن در قبال افغانستان اعلام نکرده تا دیده شود این کشور واقعاً در جنگ افغانستان چه هوایی به سر دارد؟ اما رسانه‌های امریکایی خبر می‌دهند که ممکن است شمار سربازان امریکایی در افغانستان افزایش یابد.
mandegar-3رییس‌جمهوری امریکا منتظر دریافت بستۀ پیشنهادی از جانب وزارت دفاع آن کشور است تا راهبرد جدید را براساس پیشنهادهای آن بسته ارایه کند. گفته می‌شود که در راهبرد جدید نظامی امریکا، بر علاوۀ افزایش شمار سربازان، مسألۀ منطقه‌یی جنگ افغانستان و وارد کردن فشار بالای کشورهایی که از تروریسم در افغانستان حمایت می‌کنند، نیز شامل است.
دولت‌های افغانستان در یک دهۀ گذشته بارها گفته اند که تروریسم در افغانستان از بیرون کشور هدایت می‌شود و نظامی‌گران پاکستان عملاً در آموزش، تجهیز، سازماندهی تروریستان در افغانستان دست دارند. این صدا‌های حکومت‌های افغانستان چندان از جانب امریکا در یک دهۀ گذشته شنیده نشد. امریکا هیچ‌گاه حاضر نشد تا پاکستان را به عنوان یک کشور حامی تروریسم بشناسد و فشار لازم بر این کشور وارد کند.
حالا در راهبرد جدید امریکا مسألۀ چشم‌گیر و قابل توجه همانا مسألۀ مشکل منطقه‌یی ادامۀ فعالیت تروریسم در افغانستان است. تا به حل منطقه‌یی این مشکل برخورد نشود، افزایش شمار سربازان امریکا و ناتو و تجهیز نیروهای نظامی افغانستان چندان برای ختم جنگ کارساز نخواهد بود، زیرا تا منبع تمویل و تجهیز تروریسم خشکانده نشود، نبرد به شیوۀ کنونی مانند ساختن سد ریگی در برابر آب دریا است.
با توجه به این‌که پاکستان در دهه‌های گذشته یکی از کشورهای متحد امریکا و ناتو بود و در هنگام تجاوز اتحاد شوروی به افغانستان، با قبول خطر شامل جنگ اعلان ناشده علیه اتحاد شوروی شد و از مجاهدان پشتیبانی کرد، حالا دور از انتظار است که امریکا بخواهد یا بتواند بالای پاکستان آن‌قدر فشار بیاورد تا آن کشور دست از مداخله در امور افغانستان بردارد و دیگر از هراس‌افگنی در افغانستان پشتیبانی نکند.
وقتی امریکا می‌گوید که راهبردش شامل کشورهای منطقه هم می‌شود، بدیهی است که پاکستان و ایران در پروندۀ تداوم جنگ در افغانستان متهم هستند. هم ایران و هم پاکستان بارها مداخله در افغانستان را تکذیب کرده اند و تروریسم در افغانستان را یک مسألۀ داخلی این کشور بیان کرده و گفته اند که آنان خود نیز از تروریسم در رنج هستند. پاکستان سالیان زیاد پول قابل ملاحظه به نام مباررزه علیه تروریسم از امریکا دریافت کرده و گویا دست‌اش سفید است که اگر حامی تروریسم می‌بود، چگونه امریکا به یک کشور حامی تروریسم برای مبارزه با تروریسم پول می‌داد.
به صورت رسمی هیچ سند و مدرکی نه نزد دولت افغانستان و نه نزد امریکا وجود دارد که نشاندهندۀ مداخلۀ ایران در افغانستان باشد و آن کشور از گروه‌های تروریستی در افغانستان حمایت و پشتیبانی کرده باشد. با این حساب و کتاب‌ها، چنین به نظر می‌رسد که امریکا حرف قابل گفتن در مورد کشورهای منطقه ندارد و بیشتر شعارگونه عمل می‌کند.
در کنار این مسأله که ممکن نیست امریکا فشار لازم را به کشورهایی که از تروریسم در افغانستان حمایت می‌کنند، بیاورد، مسألۀ چگونه‌گی نبرد با گروه‌های تروریستی در داخل افغانستان هم مورد سوال است.
چندی پیش برخی از مقامات امریکایی به دونالد ترامپ پیشنهاد دادند تا به جای فرستادن سربازان مربوط به ارتش امریکا، از شرکت‌های امنیتی قراردادی استفاده کند و آن شرکت‌ها را در جنگ افغانستان به استخدام بگیرد. این پیشنهاد ظاهراً از سوی مقام‌های حکومتی امریکا از جمله مشاور آقای ترامپ مورد پذیش قرار گرفته است. گرچه تا هنوز معلوم نیست که به صورت مشخص رییس‌جمهوری امریکا چه واکنشی در برابر این پیشنهاد دارد، اما اگر امریکا به جای فرستادن سربازان ارتش خود، نیروهای جنگی قراردادی را بفرستد، در حقیقت آن کشور جنگ افغانستان را یک بازی و سرگرمی فکر کرده و منبعی برای تمویل شرکت‌های امنیتی.
در زمانی که حامد کرزی رییس‌جمهوری افغانستان بود، یکی از موارد اختلاف او با امریکا بر سر همین شرکت‌های قراردادی سرو صدا ایجاد کرد. کشیده‌گی و اختلاف تا آنجا پیش رفت که آقای کرزی در برابر شرکت‌های قراردادی ایستاد و آنان را بخشی از عامل ناامنی در افغانستان دانست. به دستور آقای کرزی، فعالیت شمار زیادی از این شرکت‌ها متوقف شد. به این‌گونه، افغانستان تجربۀ خوبی از حضور شرکت‌های امنیتی امریکایی ندارد و معقول هم به نظر نمی‌رسد که برای مقابله با تروریسم در افغانستان، امریکا در نیروی قراردادی مدد بجوید.
رفت و برگشت امریکا به جنگ در افغانستان نشان می‌دهد که آن کشور به‌رغم ادعاهای بلند و بالا در مبارزه با تروریسم، در افغانستان واکنش مقطع‌یی و فصلی دارد. مثلاً بیرون کردن تمامی سربازان جنگی در سال ۲۰۱۴ درحالی‌که جنگ در افغانستان به شدت ادامه داشت، نه‌تنها سبب تضعیف دولت افغانستان شد، بلکه برای گروه‌های جنگی به‌ویژه طالبان روحیه داد تا اگر به جنگ و خشونت ادامه بدهند، می‌توانند نیروهای خارجی را به اثر جنگ از افغانستان بیرون کنند و دولت افغانستان را سرنگون سازند.
مسألۀ دیگری که در اعلام راهبرد جدید امریکا اشتباه به نظر می‌رسد، این است که این راهبر از جانب امریکا تهیه می‌شود و حکومت افغانستان نقشی در تدوین این راهبرد ندارد؛ درحالی‌که تنها نیرویی که به صورت مستقیم با تروریستان در افغانستان می‌جنگد، همین حکومت افغانستان است. مسلماً که افغانستان بهتر از امریکا می‌داند تا با چه شیوه‌یی در برابر هراس‌افگنان نبرد پیش برود. امریکا تنها نیروهای دخیل در قضیۀ تروریسم در افغانستان نیست و نباید هم راهبرد جنگی را به تنهایی تدوین کند. امریکا باید از نظریات نظامیان افغانستان و حکومت افغانستان در تدوین هر برنامه جنگی استفاده کند و بهتر است یک راهبرد مشترک امریکا و افغانستان برای جنگ تهیه شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.