«شهر ما خانۀ ما» و گریز از مسوولیت شهروندی

روح الله بهزاد/

مطمین هستم همۀ ما مقوله «شهر ما خانۀ ما» را شنیده‌ایم. البته این جمله بیشتر روی سطل‌های زباله‌ها نوشته می‌شود، اما در شهر ما که پیداکردن یک سطل زباله در آن، تلاش زیادی می‌خواهد، باید این جمله را روی در و دیوار جست‌وجو کرد.
دیروز سوار موتر شدم و راه دفتر پیش گرفتم. در چهاراهی فرودگاه بین‌المللی کابل پیاده شدم تا به موتر دیگری سوار شده، به طرف جادۀ وزیر محمداکبر خان بروم. یکی MANDEGARاز هم‌وطنان ما کاغذی که در آن چپس خورده بود را وسط سرک و درست در مقابل من پرت کرد، به سوی زباله‌دانی اشاره کرده گفتم، برادر کمی زحمت بکش و زباله را در زباله‌دانی بینداز، بدون مقدمه گفت: “شهر ما خانۀ ما به تو چی؟”
دانستم که جدال با این منطق ره به جایی نمی‌برد و برای این‌که کمی شرم کند و در آینده زباله‌اش را وسط سرک نیندازد، بدون بحث و دلیل، کاغد را گرفته به زباله‌دانی انداختم. وقتی این‌کار را کردم، ظاهراً کمی خجالت کشید، اما با آن‌هم فکر می‌کرد کار درستی کرده و حرف درستی گفته است. برایم گفت: “برادر تنها من در این شهر نیستم، هزاران تن دیگر زباله‌های‌شان را کنار سرک می‌اندازند، زوتر کی را نصیحت می‌کنی.”
با این حال، شهر ما خانۀ ما است، اما آیا واقعاً ما در خانه هم زباله‌ها را وسط منزل‌مان می‌ریزیم؟ یعنی همان‌کاری که متأسفانه بعضی شهروندان می‌کنند و زباله‌های‌شان را در وسط سرک می‌ریزند. شهر ما خانۀ ما است، ولی آیا ما حویلی خانه‌های‌مان را با آب جوب می‌شوییم؟ همان‌کاری که بعضی از مغازه‌داران با سلیقه انجام می‌دهند و مقابل مغازۀشان را با آب آلودۀ جوی‌ها شست‌وشو می‌دهند.
بلی، شهر ما خانۀ ما است، اما متأسفانه بسیاری از ما شهروندان نمی‌دانیم که چطور باید در این خانۀ بزرگ زنده‌گی کنیم؟ مسبب بیشتر مشکلات مربوط به آلوده‌گی شهر را کوتاهی‌های شهرداری و عدم توجۀ مسوولان این اداره به مسألۀ پاکیزه‌گی شهر می‌دانیم. هر چند که کوتاهی‌های شهرداری هم قابل‌انکار نیست، ولی به باور من، ما از آنان مسوول‌تر هستیم. اگر نمی‌توانیم آنان را مجبور به انجام برخی از وظایف‌شان کنیم، آیا در مورد رفتار و اعمال خودمان هم نمی‌توانیم تجدید نظر کرده و کمی بهتر عمل کنیم؟
شهرهای بزرگ مثل شهر کابل به دلیل نداشتن طرح مکانیزۀ جمع‌آوری زباله، به اندازۀ کافی مشکلات دارد که از آن جمله می‌توان به پخش زباله در مقابل منازل، سطح کوچه و خیابان‌ها، سختی شرایط جمع‌آوری زباله برای نیروی انسانی و… اشاره کرد. حال که ما از این لحاظ به اندازۀ کافی مشکلات داریم، بیایید لااقل خودمان با اعمال‌مان به این مشکلات دامن نزنیم.
بسیاری از کارشناسان محیط‌ ‌زیستی، «شهروند» و «شهر» را مکمل یک‌دیگر می‌داند و بر این باور اند که این دو مقوله با هم ارتباط ذاتی دارند و نمی‌توان آن‌ها را از هم جدا کرد. شهر و شهروند موجوداتی با پیوندهای ارگانیک هستند که برای رشد و تعالی به هم‌دیگر نیاز دارند و اگر این نیاز متقابل در ظرف زمانی خاص خود تأمین شود، می‌توان امیدوار بود که شهروند خوب و شهر ایده‌آل شکل می‌گیرد، اما اگر این مهم محقق نشود، هردو سوی این سیر ارتباطی بازنده خواهند بود و علاوه بر این‌که شهر، منابع خود را هدر می‌دهد، شهروند هم عمر خویش را فدای مسایلی می‌کند که هیچ سودی برای او ندارد.
فرد به عنوان یک عنصر سازنده برای جامعه و محیط، باید تلاش و همکاری لازم را در راستای رشد محیط زنده‌گی و اجتماعی خود داشته باشد و اگر تک‌تکِ این عناصر وظایف خود را حول محور ساختن یک شهر خوب به درستی انجام دهند، بدون شک شهری سالم و زیبا در خورشأن مردم خود خواهیم داشت.
شهروند، پایه‌گذار شهر خوب است و سبب آبادی شهر می‌شود و شهرِ آباد هم شهروند خوب را پرورش می‌دهد. انسان به عنوان پیکره اصلی شهر محسوب می‌شود و یک شهروند خوب باید نگاه متفکر و عقلانی داشته باشد. یک شهر خوب را شهروند خوب می‌سازد و این در ذات مردم نهفته است که یک شهروند باید خوب باشد تا یک شهر خوب ساخته شود. یعنی یک شهروند خوب وقتی روح پاکیزه‌گی ذاتی در وجود خود داشته باشد، می‌تواند شهر پاکیزه و خوبی بسازد.
شهر خوب ساختنی است، نه یافتنی و این شهروندان هستند که سبب می‌شوند با رعایت قوانین شهروندی و تعهد به حقوق شهروندیِ خود، شهر زیبنده‌یی داشته باشند، زیرا شهر متعلق به همۀ مردم است و همین امر شهروندان را موظف به مشارکت و همکاری برای داشتن یک شهر خوب می‌کند.
ساختن شهری زیبا و پاکیزه زیاد هم دشوار نیست، فقط کمی همت می‌خواهد. کارهای به ظاهر سادۀ ما می‌تواند شهرمان را متحول کند. فقط کافی‌ست که فرهنگ شهروندی و شهرنشینی بین مردم ترویج پیدا کند. سالم‌سازی را باید خود مردم بپذیرند و خود راه‌های سالم‌سازی را کشف کنند. محور شهر سالم انسان سالم است. اگر شهروندان به طور مستمر و جدی در حفظ فضاهای عمومی شهر به‌ویژه حفظ پاکیزه‌گی شهر نکوشند، به طور قطع هیچ مدیریت شهری‌یی هم نمی‌تواند در ارایۀ خدمات موفق باشد. یادمان نرود که شهر خوب یافتنی نیست، بلکه ساختنی است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.