صـالح در پـی اقدامـات «خـودسـرانۀ ارگ» کنـار رفت

چهار شنبه 24 جوزا 1396/

امرالله صالح از سمت وزارت دولت در امور اصلاحات سکتور امنیتی و رییس بورد عالی نظارت بر تعینات افسران ارشد قوای دفاعی و امنیتی استعفا کرد.
آقای صالح دیروز در نامه‌یی خطاب به رییس‌جمهوری و رییس اجرایی اعلام کرد که دیگر در سمت خویش کار نخواهد کرد.
mandegar-3آقای صالح در این نامۀ کوتاه نوشت: من از سمت وزیر دولت در امور اصلاحات سکتور امنیتی و رییس بورد عالی نظارت برتعینات افسران ارشد قوای دفاعی و امنیتی خودم را مستعفی می‌دانم. برای اعضای بورد عالی نظارت و دیگران مقاماتی که در این مدت با من همکاری کردند موفقیت آرزو دارم.
آقای صالح در ادامه نوشته است: از خداوند متعال استدعا می‌نمایم که برای تمام نیروهای شجاع و باعزت کشورمان که در سنگرهای دفاع از عزت و نوامیس ملی خدمت می‌نمایند پیروزی‌های بیشتر نصیب گرداند تا باشد مردم مظلوم و درد دیدۀ ما را از شر این هراس‌افگنان مزدور رها سازند. برای رهبری دولت در امر آوردن اصلاحات عمیق و با مفهوم در بخش امنیتی و دفاعی نیز آرزوی جدیت بیشتر و موفقیت دارم.
آقای صلح در پایان گفته است که می‌دانم سوالات زیادی در اذهان شما ایجاد خواهد شد. با درنظرداشت حرمت به اسرار امنیتی و مصلحت‌های مهم ملی تلاش خواهم کرد که دلایل و عوامل این تصمیم خویش را به زودی در خدمت‌تان توضیح دهم.
امرالله صالح درحالی از سمتش کنار رفت که گفته می‌شود محمد اشرف غنی و حلقۀ نزدیکش در عزل و نصب مسوولان امنیتی با وی همکاری نکرده‌اند.
از مدتی‌که امرالله صالح در سمت تازه‌تشکیل وزارت دولت در امور اصلاحات سکتور امنیتی و رییس بورد عالی نظارت بر تعینات افسران ارشد قوای دفاعی و امنیتی گماشته شده بود، هیچ‌گونه مشورتی با وی در خصوص اصلاحات در نهادهای امنیتی و تعیینات در رده‌های مدیریتی و اداری وزارت‌های داخله، دفاع و ریاست عمومی امنیت ملی صورت نگرفته است.
کنار رفتن امرالله صالح با توجه به پیشینۀ کاری او در ریاست عمومی امنیت ملی و تجربۀ کاری‌اش، ضربۀ سختی بر پیکر حکومت وحدت ملی خواهد بود. کنار رفتن آقای صالح، اتهامات بر تیم ریاست جمهوری را تقویت خواهد کرد. نماینده‌گان مجلس، آگاهان و شهروندان مدعی هستند که ارگ ریاست جمهوری قدرت و صلاحیت را انحصار کرده و برنامه‌یی برای اصلاحات ندارد.
برخی منابع گفته‌اند که امرالله صالح پس از تعیینات یک‌جانبه و خودسرانۀ ریاست جمهوری در امور امنیتی خشمگین شده است. ریاست جمهوری بدون مشورۀ او سرپرست وزارت دفاع را معرفی کرد. سرپرست وزارت دفاع از نزدیکان حنیف اتمر مشاور امنیت ملی ریاست جمهوری می‌باشد. معین ارشد امنیتی وزارت داخله نیز بدون مشوره با آقای صالح تعیین شده است.
به همین تازه‌گی دیروز معاون استراتژیک و پالیسی وزارت دفاع معرفی شد. او نیز از زیردستان حنیف اتمر است. احتمالاً معرفی او در معاونیت وزارت دفاع آقای صالح را خشمگین ساخته باشد.
با این وضع، احتمال نمی‌رود که کاروان حکومت وحدت ملی به سرمنزل مقصود برسد.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    به صف داد خواهان و عدالت خواهان خوش آمدید جناب امرالله صالح اگرچه بسیار در خواب طولانی بودید.
    از دید من شما در زمان تصدی ریاست امینت ملی حتمن فایل های مربوط به کرزی و غنی را دیده اید. تشابه این دو پشتون درانی و غلزی ، پشتونیسم آن ها میباشد. اما کرزی تازمانی که پایه های حکومتش قوی نه شده بود این را قسمن پنهان نگه میداشت و علنی نمی ساخت اگرچه مدافع طالب بود. اما غنی در تمام مدت فعالیت سیاسی و آثارش شدیدن پشتونیست و مخالف ” باند های شمال و جنگسالاران ” بود و در نوشته ها و مصاحبه های خود این را در امریکا بصورت واضح بیان میکرد.
    جناب صالح با وجود این آگاهی از ماهیت قوم پرستانه آشکار غنی وی را منحیث ” متفکر دوم جهان ” ستایش کرد و برایش محفل ویژه تشکیل داد. اخیرن برای خدمت به این فاشیست آشکار، مقام دولتی را قبول کرد. باری برایت نصحیت کرده بودم که حیف استعداد خوبت که بسیار ساده اندیش هستی امید حال پخته شده باشی و اگر به سیاست ادامه میدهی امیددر صف مخالفین فاشیسم قرار بگیری.
    من با بسا از دیدگاه های جناب پدرام موافق نیستم اما اگر شما مجموعه یی از گفتار های غنی و مصاحبه های وی را در باره ترکیب قومی ، نفوس افغانستا ن دفاع از طالبان ، تحقیر و توهین مقاومت ملی دوران مقاومت، مقابل طالب- پا کستان ، مشاهده کنید شما در وجود غنی منفور ترین فردی را با ویژه گی های هتلر میبیند.
    این غیر عادلانه خواهد بود که پدرام را که در هیچ بیانیه و یا نوشته یی بصورت کتلوی و جمعی قوم شریف هم وطن پشتون ما را تحقیر و توهین نه نموده است بصورت صریح و یا ضمنی ” بیانیه استاد عطا ” هدف قرا ردهید. جناب پدرام ماهیت واقعی پشتونیست ها را که دیگران جرئت بیان آن را ندارند باز گو می نماید و صرف شعار های کهنه ضد ” امپریالیسم ” دهه شصت سده گذشته را بیان می کند که از دید من درست نیست با این وضعی که ما داریم جور نمیاید. امید ایشان با درایت بیشتر درین زمینه تجدید نظر نمایند.
    بالاخره باید برای نجات کشور همه باید یک جبهه وسیع مردمی تشکیل دهند و با حرکت های مدنی- سیاسی گسترده و لابی قوی بر علیه افکار شدیدن تلقین شده بر متحدین بین المللی که فقط دولت- ملت بر محور تسلط پشتون ها امکان دارد مبارزه صورت گیردباید برای یک جامعه مبتنی بر مساوات ، برابری و مشارکت عا دلانه تمام اقوام کشور در قدرت بر مبنای مردم سالاری تکیه کرد و از شر مریضان روانی و فاشیست هایی مثل غنی و کرزی نجات یافت.