طالب‌شدن برای مصلحت نه برای حقیقت

عبدالکبیر ستوده/

mandegar«من عضویت گروه طالبان را کسب نمودم، فقط به‌خاطر مصلحت نه به‌خاطر اینکه طالبان حق‌اند و حکومت کفری است. در ولسوالی ما دولت حاکمیت درست نداشت و طالبان گاه و بی‌گاه به منطقۀ ما سرک می‌کشیدند و مردم‌آزاری می‌نمودند و از مردم به زور پول می‌گرفتند و حکومت مرکزی نه به امنیت ما فکر می‌کرد و نه توجه به مردم ما داشت. من هم به مشورۀ عده‌یی از بزرگان و قومندانان محلی، به گروه طالبان پیوستم تا بتوانم در منطقۀ خود در امنیت زندهگی کنم و از مردم هم در برابر طالبان حفاظت نمایم و…».
سخنان فوق را یکی از بزرگان و موسفیدان یکی از ولایات افغانستان می‌گفت. این سخنان را از زبان عده‌یی دیگری هم شنیدم. این سخنان یک دنیا حرف دارد و نشان می‌هد گاهی وقت‌ها برای پیوستن به یک گروه تروریستی و مخالف مسلح دولت، بحث حق و باطل و خلافت و امارت و اسلام و کفر اصلاً مدختیِ ندارد و اینگونه بحث‌ها اصلاً به ذهن کسی هم خطور نمی‌کند. گاهی وقت‌ها علی‌رغم باطل دانستن این گروه‌ها بازهم کسانی جذب آنها می‌شوند و در فعالیت‌های آنها سهیم می‌گردند.
این پیوستن‌ها بابت حق بودن این گروه‌ها نیست بلکه به‌خاطر امنیت و مصلحت است. کسانی که سال‌ها محرومیت کشیده و قربانی تعصب و تبعیض سیاست‌مداران شده اند و امنیت شان تأمین نمی‌گردد و خدمات عمومی برای شان نمی‌رسد و از انواع کمک‌ها محروم می‌شوند و مشمول برنامه‌های بازسازی نمی‌گردند و بسان بره در برابر گرگان تروریستان و کفتاران زرومندان محلی رها می‌گردند و… مجبور می‌شوند به هر کسی دست کمک پیش ‌کنند و به هر گروهی تکیه نمایند و در برابر هر سازمانی سر تعظیم فرود نمایند و شندیم و اطالعت کردیم بگویند.
در چنین مواردی عاقلانه نیست که شهروندان را سرزنش نمود، عالمان دینی را ملامت کرد، کشورهای استعمار را نکوهش نمود، استخبارات منطقه را به باد استهزاء گرفت و خداناباوران و دین‌ستیزان را لعنت گفت و نفرین فرستاد. در چنین مواردی مسوولیت متوجه حکومت و مراجع امنیتی است که به امنیت این مردم توجه نمی‌کنند و مشکلات‌شان را حل نمی‌نمایند و به نیازمندی‌های شان نمی‌رسند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.