فساد سیاسی

محمداکرام اندیشمند/

اتحادیۀ اروپا با برگزاری کمپینِ دوماهه برای مبارزه با فساد در افغانستان در هفتۀ گذشته (۱۲ ثور ۱۳۹۶) خواهان اقدامِ بیشترِ دولت در این مبارزه شد. یکی از نکاتِ اساسی و مهم از دیدگاه و باور اتحادیۀ اروپا که ضرورتِ این مبارزه را اجتناب‌ناپذیر می‌سازد، به رابطۀ جنگ و تروریسمِ طالبانی با فساد برمی‌گردد که اتحادیۀ اروپا، آن جنگ و تروریسمِ طالبان را شورش‌گری تلقی می‌کند.
تلقی امریکایی‌ها که هفده سال است با تروریسم طالبانی در افغانستان می‌جنگند نیز شورش‌گری است و طالبان از نظر آن‌ها نه تروریست که «شورش‌گر» هستند. به باور اتحادیۀ اروپا، شورش‌گری از فساد تغذیه می‌شود و فساد با تغذیه و تقویتِ شورش‌گری، دست‌یابی به صلح را در افغانستان سخت می‌سازد. اما به نظر می‌رسد که تصویر اتحادیۀ اروپا و امریکایی‌ها از فساد در افغانستان، همچون تصویر آن‌ها از تروریسم طالبان به نام شورش‌گری، تصویری ناقص و غیرواقعی است!
مسلماً فساد تنها رشوت‌خواری نیست و فاسد فقط رشوت‌خوار نیست. فساد کلان و خطرناک در هر نظام و دولتی، فسادِ سیاسی است. فساد اداری و فساد مالی اغلب از فساد سیاسی ریشه و مایه می‌گیرد. فساد سیاسی، به تفکر و رفتار ناعادلانه و تبعیض‌آلودِ سیاست‌مداران و گروه‌های سیاسی در مسند قدرت و حاکمیتِ سیاسی برمی‌گردد. انحصارگرایی و تمامیت‌خواهیِ توام با استبداد و اختناق، تبعیض و تعصب بر مبنای هویت و تعلقاتِ مختلف و متفاوتِ مذهبی، قومی، خانواده‌گی، روابط شخصی، زبانی، قبیله‌یی، حزبی، تنظیمی، محلی در اداره و مدیریت، فساد سیاسی است. بهره‌گیری از قدرت سیاسی و مقام دولتی در جهت اِعمال این تبعیض، به گسترش و تعمیمِ فساد سیاسی می‌انجامد. فساد سیاسی با عدالت ناسازگار است و در موجودیت فساد سیاسی، ارادۀ سیاسی برای تحقق و تطبیق عدالت به محاق می‌رود و غایب می‌شود. در غیبت ارادۀ سیاسی، نه با فساد می‌توان مبارزه کرد و نه این مبارزه به پیـروزی می‌انجامد. در موجودیت فساد سیاسی، اداره و حکومتِ موثر، سالم، پاسخ‌گو، قانون‌مدار و ملی شکل نمی‌گیرد؛ زیرا در نظام حاکم سیاسیِ آلوده در فساد سیاسی، عدالت و شایسته‌گی برای اداره و مدیریت رعایت نمی‌شود. معیار گزینش و تعیین افراد در ادارات دولتی و حکومتی، رابطه و تعلقات خانواده‌گی، قومی، قبیله‌یی، محلی، گروهی، شخصی، زبانی، مذهبی، محلی و… است. در موجویت فساد سیاسی در یک دولت و نظام حاکم سیاسی، حتا اگر سازوکارها و نهـادهای مبارزه با فساد و حکومت‌داریِ خوب وجود داشته باشد، نمایشی، غیرموثر و ریاکارانه است. افزون بر این، وقتی فساد سیاسی فضای ذهنی و رفتار عملیِ حاکمیتِ آلوده در فساد را شکل دهد، نگاه به فساد و فاسد، نگاه دوگانه و متضاد است. فاسد به دو دستۀ فاسدِ خودی و غیرخودی تقسیم می‌شود. فاسدانِ خودی در نظام حاکم باقی می‌مانند، جا عوض می‌کنند و از یک کرسی و مقامِ حکومتی به کرسی و مقامِ دیگرِ حکومتی منتقل می‌شوند، اما فاسدانِ غیرخودی برکنار و طرد می‌شوند و گاهی به زندان می‌روند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.