فـواد انـدرابـی پیش از شهادتش چه نوشت؟

محمداکرام اندیشمند/

عجب درد بی‌درمانی در این جامعه و این کشور آمده است؛ درد تفرقه و تشتت درمان ناشدنی در خط قوم و آیدئولوژی!
حتا مرده‌های را که خود در زنده‌گی به این خط جدایی باور نداشتند، وارد این تقسیم‌بندی می‌سازند و او را از سطح تعلق به یک کشور و یک وطن که برای ثبات و آرامی‌اش جان داده است تا سطح تعلق به یک قوم و قبیله پایان می‌آورند.
mandegarفواد اندرابی زادۀ اندراب ولایت بغلان از قوماندانان ارتش افغانستان و قوماندان محافظ بند سلما در غرب کشور بود. او با دشمنان این وطن در ولایات غربی چند سال با شجاعت و شهامت کم نظیری به عنوان قوماندان ارتش برای دفاع از افغانستان جنگید. ببنید که فواد خود را چگونه معرفی می‌کند:
Fawad Andarabi
۲۹مارچ ۲۰۱۹:
«دو روز قبل با پیمودن بلندترین ارتفاعات به یکی از پوسته‌های مرتفع کندک سوم به‌نام «سنگر» رسیدم، نزدیک شام بود سربازها اسرار کردند، تا شب را با آنها یک‌جا بمانم و من هم خواست شانرا پذیرفتم، با چند تن شان کمی پشتو حرف زدم و با سه تن شان با لهجه هزاره‌گی کمی قصه کردم. وقت نماز شد، دیدم یک جوان وردکی سجاده نماز و یک بریدمل هراتی چادر را هموار نموده و شروع به نماز خواندن کردند، بعد دو برادر اهل تشیع در همین دو محل نماز را ادا نمودند، و من هم محدودیت های آمریت و مادونیت را با گفتن یک فکاهی شکستم، و تا ساعت های دیر شب قصه کردیم، من ایشانرا را یک تیم متحد و وظیفه شناس یافتم و باورم برای پیروزی در برابر هر نوع تحرک دشمن در ساحه مسولیت شان بیشتر و کامل‌تر شد.
من از اخلاص رفاقت و برادری سربازان موجود از ملیت‌های مختلف برای ملت شدن باورمند شدم، فهمیدم که تیکه داران قومی و سیاسیون که طی سالیان متمادی منحیث ابزار از کارت قومی سود بردند، و این ملت را زیر نام قوم و مذهب بجان هم انداختند، یگانه عامل ناکامی این کشور باید محسوب شوند، ما یعنی مردم در جغرافیایی بنام افغانستان با مشترکات زیاد که یک ملت را تعریف می‌کند.
ژوندی د وی افغانستان ملی اردو، د افغانستان ملی وحدت هنداره»
اما یک روز بعد از شهادت فرمانده فواد اندارابی، از او به جای فرمانده متعلق به این وطن و این سرزمین، به عنوان هزاره تمجید کردند و به او به جای هویت وطنی و سرزمینی، هویت قومی و قبیله‌یی بخشیدند و ملک ستیز از اعضای پیشین جناح پرچم حزب دموکراتیک خلق فواد را با «گیرگوری ساشینکه» قوماندان نیروهای شوروی تحت حاکمیت استالین مقایسه کرد و او را ساشینکۀ استالین خواند.
در حالی که فواد انداربی نه ساشینکۀ استالین بود و نه خود را به جای افسر وطندوست و شجاع یک کشوری به‌نام افغانستان به یک قوم و قبیلۀ خاصی متعلق می‌کرد.
فواد انداربی از اندراب بغلان بود، اما افسر شجاع و وطندوستِ متعلق به این وطن و به افغانستان بود. اینکه در این وطن بی‌عدالتی اجتماعی، تبعیض و برتری‌جویی قومی وجود دارد، تردیدی نیست. اما این بی‌عدالتی و تبعیض را نمی‌توان با تفرقه و تبعیض قومی و لغزیدن در این اندیشه و فرو رفتن در این تفرقه و تبعیض برطرف کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.