مسعود شناسی/ ۱۹ / اقیـانـو س در آییـنــه

هارون مجیدی/ دوشنبه 3 میزان 1396/

رسالۀ «اقیانوس در آیینه» که نگاهی گذرا به زنده‌گی قهرمان ملی کشور برای ستایش و سپاس نوشته شده، از نشانی واحد انتشارات بنیاد شهید مسعود به چاپ رسیده است.
mandegar-3این رساله با استفاده از منابع مکتوب و فلم‌های مستندی که برای معرفی کارنامۀ شهید احمدشاه مسعود تهیه شده اند، نوشته شده است. رسالۀ «اقیانوس در آیینۀ» ۴۷ برگ دارد و اما مشخصات دیگر آن درج نشده است.
در «سر آغاز» این رساله که معلوم نیست توسط چه کسی نوشته شدن، آمده است: «بدون هر نوع تکلف و تشریفاتِ معمول می‌خواهم وارد موضوع اصلی شده و بگویم که یادآوری نام مسعود بزرگ (رح) در مقاطع مختلف زمانی، معانی متفاوتی برای من داشته و احساس متفاوت را در من برانگیخته است؛ اما این احساسات متفاوت پیوسته وجه مشترکی داشته اند و آن آمیخته‌گی‌شان با نوعی غرور است».
در ادامۀ این یادداشت آمده است: در هنگامی که مسعود بزرگ مطرح‌ترین جبهۀ جهاد در برابر قوای متجاوز روسی را رهبری می‌کرد، نام مسعود در ذهن من تصویر مردی باخدا، قوی با ایمان و بسیار شجاع و از خودگذر را می‌آفرید. آنگاه که او پس از خروج روس‌ها، پیشنهاد رژیم تحت رهبری داکتر نجیب‌الله مبنی بر پذیرفتن کرسی وزارت دفاع رژیم را رد کرد، نام مسعود تصویر مردی بود که اصول و آرمان‌هایش بسیار بالاتر از مناصب و موقعیت‌های مهم سیاسی قرار داشت.
رسالۀ «اقیانوس در آیینۀ» دوره‌های گوناگون زنده‌گی و مبارزۀ قهرمان ملی کشور را در بر دارد. زمان و محل تولد شهید مسعود، خانواده، سال‌های کودکی، دوران تعلیم و تحصیل، سرگرمی و تفریح، فعالیت و مبارزۀ سیاسی، دور از چشم دستگاه حکومت، مسعود و فرماندهی قیام، نجات از نخستین سازش قتل، آمرصاحب و کودتای ثور ۱۳۵۷، در سال‌های تجاوز اتحاد شوروی، پس از بازگشت ارتش سرخ، پیش‌قدمی در پیروزی انقلاب اسلامی، مسعود وزیر دفاع حکومت مجاهدین، مسعود محور مقاومت ملی، شهادت و سجایای قهرمان ملی، عنوان‌های آمده در این رساله است.
این شناسه را با نقل محور مقاومت ملی که دورۀ اساس زنده‌گی شهید احمدشاه مسعود را در بر دارد، به پایان می‌برم.

مسعود محور مقاومت ملی
پس از ظهور طالبان، مسعود برای رسانیدن کشور به صلح و امنیت، از نخستین ادعا و فریاد آنان در پایان دادن به جنگ و استقرار صلح استقبال کرد. او حرکت طالبان را که با شعار صلح‌خواهی و تحقق امنیت از جنوب کشور و از قندهار سر بر آوردند، مورد تشویق و حمیات قرار داد و برای دسترسی به صلح، به گونۀ شگفت‌آور و متهورانه‌یی بدون سپاه و لشکر برای مذاکره با آنان در ۲۲ دلو ۱۳۷۳ به میدان شهر رفت، جایی که رهبران و فرماندهان طالبان مستقر بودند، اما طالبان باوجود وعده‌های ظاهری‌شان برای مذاکره، راه جنگ را بر گزیدند. مسعود که دیگر عهده‌دارِ وزارت دفاع نبود، به عنوان عضور شورای عالی دولت اسلامی افغانستان، نیروهایش را در اختیار وزارت دفاع قرار داد و هژده ماه و دوازده روز (از ۲۱ حوت ۱۳۷۳ تا ۵ میزان ۱۳۷۵) در برابر بیروهای طالبان ایستاده‌گی نموده و دشوارترین حملات آنان را دفع کرد. او چندبار برای جلوگیری از سقوط هرات و ولایات غربی کشور، صدها تن نیروی خود را از مرکز به شیندند و هرات اعزام داشت و تا میزان ۱۳۷۴ مانع سقوط آن مناطق به دست طالبان شد.
طالبان بعد از تسلط بر هرات و ولایات غربی با دریافت امکانات هنگفت مالی، لوژستیکی و نظامی در مشارکت با صدها جنگجوی مدارس پاکستان و داوطلبان خارجی با تصرف ولایات شرقی در میزان ۱۳۷۵ به کابل پایتخت کشور دست یافتند. احمدشاه مسعود یک روز قبل از ورود طالبان به شهر کابل، در پنج میزان ۱۳۷۵ در حالی نیروهایی خود را از پایتخت به مناطق شمالی عقب برد که یک روز تأخیر هم می‌توانست پیامد بسیار خونین و غم‌انگیزی را در قبال داشته باشد. مسعود پس از آرایش دوبارۀ نیروهایش در ۱۹ میزان ۱۳۷۵ با عبدالکریم خلیلی، رهبر حزب وحدت و جنرال عبدالرشید دوستم در شهرک خنجان (شمال سالنگ) شورای عالی دفاع را تشکیل دادند.
باگذشت هر روز از حاکمیت طالبان، نقش احمدشاه مسعود به عنوان محور مقاومت ملی در برابر طالبان و القاعده و نیروهای تروریسم بین‌المللی برجسته و بیشتر نمایان می‌گردید. مسعود درست مانند سال‌های مبارزه با ارتش سرخ، طالبان را که مورد حمایت گستردۀ پاکستان قرار داشتند، با شکست‌های بزرگی مواجه ساخت. مسعود بار دیگر به فرمانده همیشه در سنگر تبدیل شد و آخرین پایگاه مقاومت و سنگر مجاهدان را رهبری کرد.
احمدشاه مسعود در سال‌های حاکمیت طالبان و سلطۀ تروریسم، چندبار به گونۀ شگفت‌آوری (در میزان ۱۳۷۵، جوزای ۱۳۷۶ و اسد ۱۳۷۸) دره‌ها و تاکستان‌های شمالی را از اشغال نیروی مهاجم طالبان و تروریسم آزاد ساخت و هزاران نفر از نیروهای زمین‌سوز و آدم‌کش آنان را سرکوب کرد و به اسارت در آورد. او در یازدهم قوس ۱۳۷۷ (۲ دسمبر ۱۹۹۹) در پنجشیر جلسه‌یی را متشکل از سه صد تن فرماندهان مناطق و اقوام مختلف افغانستان، رهبران گروه‌ها و احزاب مجاهدین برای ایجاد هماهنگی و اتخاذ استراتیژی واحد مبارزه و مقاومت علیه طالبان برگزار کرد. او با برگزای این اجلاس، موفق به بازگرداندن رهبران و فرماندهان بیشتر و گسترش مقاومت و جنگ در ولایات مختلف شرقی، مرکزی و شمال غربی کشور شد. مسعود جبهۀ متحد اسلامی برای نجات افغانستان را که به نام کوتاه (جبهۀ متحد) یاد می‌گردید، مدبرانه رهبری کرد و ثابت ساخت که طالبان نمی‌توانند با جنگ تمام افغانتسان را اشغار نمایند.
سخت‌ترین و نابرابرترین جنگ احمدشاه مسعود با نیروهای طالبان و متجاوزانِ خارجی در تابستان ۱۳۷۹ در تالقان به وقوع پیوست. این جنگ با هجوم بیست هزار نیروی طالبان، تروریستان القاعده و متجاوزان پاکستانی برای تسخیر تالقان و تصرف بدخشان و تمام مناطق عقبی در شمال و شمال‌شرق وادی پنجشیر، برای مدت بیشتر از یک ماه به طول انجامید. هرچند طالبان و لشکر متجاوز و تروریستان خارجی تالقان را بعد از یک ماه جنگ خونین تصرف کردند، اما جلو پیشروی آنان را احمدشاه مسعود به سوی بدخشان و دره‌های شمال‌شرق هندوکش سد کرد و حتا حامیان طالبان اعتراف کردند که این‌گونه مقاومت را آنان تعجب‌برانگیز می‌دانند.
با آنکه طالبان و حامیان‌شان با استفاده از منابع تبلیغاتی گسترده و فراگیر در طی سال‌های مقاومت، تبلیغات دامنه‌داری را در جهت نشان دادن جنگ شمال و جنوب و جنگ پشتون و غیر پشتون در افغانستان به راه انداختند؛ اما احمدشاه مسعود با تدبیر و کاردانی و با صداقتی که نسبت به مردم این سرزمین داشت، نشان داد که او برای افغانستان مبارزه می‌کند. حضور شخصیت‌ها و رهبرانی از اقوام مختلف کشور در رده‌های بلندِ جبهۀ متحد ثابت ساخت که مسعود مبارز راه آزادی و شرافت و سربلندی مردم افغانستان است. صداقت مسعود در امر مبارزه برای آزادی کشور به حدی واضح و همه‌گیر بود که حتا صحبت‌های رسمی پرویز مشرف، رییس‌جمهور پاکستان در راستای تبلیغاتی جنگ‌های قومی در افغانستان نتوانست راه به جای ببرد.
مسعود در سال‌های مقاومت نیز تلاش کرد تا جامعۀ بین‌المللی به ویژه ایالات متحدۀ امریکا، اتحادیۀ اروپا و سازمان ملل متحد را متقاعد به اعمال فشار علیه پاکستان ساخته و آنان را از عواقب خطربار حاکمیت طالبان وسلطۀ تروریسم آگاه بسازد. عمده‌ترین مذاکرات او در این مورد با جامعۀ اروپایی در مقر پارلمان اروپا در شهر استراسبورگ فرانسه بود. احمدشاه مسعود در سیزدهم حمل ۱۳۸۰ به مقر پارلمان اروپا سفر کرد و در مذاکرات متعدد اهداف و خواسته‌های جبهۀ متحد را تشریح کرد. او در همین سفر در برابر پرسش خبرنگاران پیامش به رییس‌جمهور ایالات متحده را چنین تشرح کرد: «پیام من به آقای بوش این است که جنگ افغانستان و وجود پایگاه‌های تروریستی تنها به افغانستان محدود نمانده، بلکه دیر یا زود این خطر گریبان‌گیر امریکا و تعداد بیشتر از کشورها در منطقه و جهان خواهد شد». خطری که از پیام احمدشاه مسعود متصور بود، فقط چهار ماه بعد در ۱۱ سپتمبر ۲۰۰۱ با حملۀ تروریستان بر ساختمان‌های مرکز تجارت جهانی تحقق یافت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.