مسعود شناسی/۲۲/ مسعو د و آزادی

هارون مجیدی/ سه شنبه 11 میزان 1396/

شاید افرادی که اسم مرا از دور شنیده‌اند و یا ظاهر مرا می‌بینند و از مشکلات و ویژه‌گی‌هایم خبر نیستند، به وضع و موقعیتم غبطه بخورند، حسد ببرند و آرزو کنند که کاش جای من بودند تا از این همه شهرت و اختیارات برخوردار می‌بودند. اما کسانی که از نزدیک با من آشنایی دارند و از رنج و تکلیفم آگاه mandegar-3اند، می‌فهمند که مسوولیتم چقدر سنگین و مشکلاتم در کارها تا چه حد زیاد است و شب و روزم به چه منوال می‌گذرد. همین دوستان نزدیک هم از همه مشکلات و تکالیفم آگاهی ندارند و من عادت ندارم رازهای درونی خود را به کسی حتا برای نزدیک‌ترین دوست و برادر بگویم.
در طفولیت از زمانی که به مکتب رفتم، تا اواسط صنف دوازدهم همیشه در رنج بودم، درس‌ها را نمی‌فهمیدم و از این ناحیه همیشه روحاً رنج می‌بردم. گاه‌گاه تلاش می‌کردم، ولی چون مربی خوب نداشتم، تلاشم نتیجه نمی‌داد. بدبختانه تنبلی که یکی از صفات خیلی بد در وجودم است، سبب شد تا در کارها مصمم نباشم و هر بار بعد تلاش کوتاهی از کار دست بکشم. در صنف دوازدهم بود که کمی به خود متکی شدم و از لطف الهی تلاش‌هایم نتیجه داد و به یک‌باره انسان دیگری شدم.
چاپ دوم کتابِ «مسعود و آزادی» که اثری از صالح‌محمد ریگستانی است، با همین یادداشتِ شهید احمدشاه مسعود که برگرفته شده از کتابچه‌های یادداشت او می‌باشد، آغاز شده است.
کتابِ «مسعود و آزادی» پیرامون آتش‌بس، منش، رفتار و زنده‌گی‌نامۀ قهرمان ملی کشور است که در سه بخش ارایه شده است. آتش‌بس، مسعودشناسی و چهار آرمان مسعود عنوان‌های این سه بخش اند.
چاپ دوم کتابِ «مسعود و آزادی» در پنج هزار نسخه و ۲۴۰ برگ در زمستان سال ۱۳۸۲ از نشانی بنیاد شهید مسعود چاپ شده است.
از یادداشت‌های مسعود، آتش‌بس، از زبان میرداد، بازگشت اناتولی به افغانستان، کشانده شدن دوبارۀ من به ماجرا، رفتن داوطلبانه به افغانستان، ملاقات با مسعود، علت آتش‌بس، وضع خود ما، یل کجکن و اژدهای جهنم، مسعودشناسی، مسعود در مخفی‌گاه، اختلاف با حکمتیار، قتل انجنیر جان‌محمد، توطیه برای قتل مسعود توسط حکمتیار و آی.اس.آی، کودتای کمونیستی، اپریل ۱۹۷۸، مسعود و آغاز جهاد – ۱۹۷۹، چهار آرمان مسعود، اشتباهات مسعود، قتل مسعود، احمدشاه مسعود در یک خلاصه و اصطلاحات در گفتار، عنوان شماری از موضوعات آمده در این کتاب است.
صالح‌محمد ریگستانی پیرامون بخش نخست کتابِ «مسعود و آزادی» که در برگیرندۀ واکاوی آتش‌بس است، می‌نویسد: سال ۱۹۸۲ شوروی‌ها برای پنجمین و ششمین‌بار بر درۀ پنجشیر حمله کردند. جنگ در آن سال خلاف حملات قبلی طولانی شد و نُه ماه با شدت ادامه یافت. در حالی که هیچ‌گونه نشانه‌یی از پایان جنگ به نظر نمی‌رسید، شوروی‌ها غیر منتظره پیشنهاد مذاکره با جبهه را کردند. مسعود که در اوایل آن را هیچ باور نمی‌کرد، علما و فرماندهان را فراخواند و موضوع را به مشورت گذاشت. پیشنهاد شوروی‌ها از طرف شورای علما و فرماندهان پذیرفته شد و به مسعود صلاحیت داده شد با آنان مذاکره کند. در نتیجۀ مذاکره، آتش‌بسی از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۴ منعقد گردید. این آتش‌بس سبب ایجاد سوال‌های زیادی گردید که بعضاً تا حال وجود دارد.
آقای ریگستانی یادآور شده است: تلاش حاضر {کتابِ «مسعود و آزادی»} به این سوال پاسخ می‌دهد که چرا شوروی‌ها به مسعود آتش‌بس را پیشنهاد کردند و چرا او آن را پذیرفت.
بخش دوم کتاب، مسعودشناسی نام دارد. آقای ریگستانی پیرامون این بخش یادآوری کرده است که در این بخش به حیث یک همکار مسعود که بیست‌ویک سال افتخار خدمت برای دین و وطن زیر قیادت او را دارم، تلاش کرده‌ام تا رفتار و افکار مسعود را آن طور که درک کرده‌ام، معرفی کنم. ادعا ندارم بی‌خطاست. انگیزۀ نوشتن بخش دوم بعد از شهادت مسعود برای بنده پیدا شد، زیرا بدین باورم که مسعود چنان که لازم است، معرفی نگردیده و آرزومندم در این قسمت قدمی بر داشته باشم. واضح است که بنده برداشت‌های خودم از مسعود را بیان می‌دارم، نه نظریات دیگران را و ذکر این نکته را هم ضروری می‌دانم و خیلی هم مهم است که مسعود را با کدام معیارها به قضاوت می‌گیرید. مسعود یک مسلمان مبارز بود که اسلام بر تمام جنبه‌های شخصیت او سایه انداخته بود. دین، عقلانیت و اعتدال، نمادهای اصلی عملکرد او بودند و پیشنهاد بنده این است که در بررسی شخصیت او با این معیارها باید وارد شد.
آقای ریگستانی پیش و بعد از نوشتن کتابِ «مسعود و آزادی» نیز نوشته‌های زیادی پیرامون معرفی ابعاد گوناگون زنده‌گی و مبارزۀ قهرمان ملی کشور نیز داشته است، اما این کتاب آغازی از کارهای دست چین شده و منظم او به شمار می‌رود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.