مسکو و قصۀ وارونۀ طالبان

روح‌الله بهزاد/

طالبان در نشست مسکو شرایط بسیار سخت برای پیوستن به روند سیاسی و دست کشیدن از جنگ گذاشتند. نمایندۀ این گروه در نشست مسکو تنها به آنچه می‌خواهند و آرمان شان است، انگشت گذاشت و بدیلی هم ارایه نکرد. تغییر ساختار نظام و بیرون شدن کامل سربازان امریکایی از افغانستان عمده‌ترین خواست‌های این گروه است. حامد کرزی، رییسجمهور پیشین کشور در پایان نشست مسکو گفت که قرار است در نشست آینده با طالبان در قطر، روی چگونه‌گی ساختار نظام سیاسی افغانستان بحث کنند. نمایندۀ طالبان و نیر اشتراک کننده‌گان این mandegarنشست به ساختار پیشنهادی‌شان برای افغانستانِ پس از توافق اشاره‌یی نکردند. گروه طالبان قلمرو زیر حاکمیت‌شان در افغانستان را قلمرو «امارت اسلامی» می‌‌دانند و آرمانشان هم برپایی ساختار نظام «امارت اسلامی» است. امارت اسلامی طالبان، ساختار متمرکزی است که معیار مشروعیتش، دین و باورهای ایدیولوژیک این گروه است. در رأس امارت اسلامی «امیرالمومنین» قرار می‌گیرد که مشروعیتش را نه از رأی و آرادۀ مردم، بلکه از سوی «شورای حل و عقد» که متشکل از ملاها و جنگجویان گروه طالبان می‌باشد، به دست می‌آورد. در منظومۀ فکری امارتی‌ها و در نظام امارت اسلامی، انتخابات و اشتراک مردم برای گزینش زعیم‌شان، مردود شمرده می‌شوند. امیرالمومنین در امارت اسلامی، از قدرت اجرایی بی‌حد و حصری برخوردار است و بر همه‌ چیز و همه ‌کس فرمان می‌راند. نظام امارتی و امیرالمومنین پارلمان، آزادی بیان، دسترسی زنان به مکتب و دانشگاه و حضورشان در اجتماع را بر نمی‌تابد و در مجموع، آنچه در یک نظام غیر امارتی به عنون اصل و بنیاد شناخته می‌شود، با این ساختار بیگانه و مردود است. امارت اسلامی، تمام پدیده‌های دنیا را از عینک مذهب و دین می‌بیند و دستاوردهای بشر، علوم اجتماعی و تجربه‌های بشری را همزاد کفر و بی‌دینی می‌بینند. تجربۀ پنج‌سال امارت طالبان در افغانستان و نیز حاکمیت این گروه در بخشی از قلمرو افغانستان در ۱۷ سال گذشته، بیانگر آن است که این نوع نظام کارایی ندارد، به تاریخ پیوسته و کسانی که در بستر این نوع نظام پرورش یافته اند، با دنیای جدید بیگانه اند و با پدیده‌ها و دستاوردهای بشری این دنیا سرستیز دارند. بنابراین، طالبان و اشتراک کننده‌گان نشست مسکو باید درک کنند که نظام جمهوری افغانستان با جان‌فشانی‌های فراوان و برپایۀ قربانی هزاران تن از شهروندان این کشور بنا شده است و ممکن نیست، کسی آن را با امارت اسلامی بدل کند. بی‌گمان نظام متمرکز ریاستی کنونی نیاز به اصلاح و تغییر دارد، اما تغییر و اصلاح نظام ریاستی به معنای کنار زدن آن و برپایی امارت اسلامی نیست.
طالبان حداقل در ۱۷ سال گذشته با امریکایی‌ها جنگیدند و با آنچه از آدرس این کشور به افغانستان آمد، مخالفت کردند و کنار آمدن با آن را مترادف کفر دانستند. اکنون که طالبان خواهان بیرون شدن کامل سربازان امریکایی هستند، باید بدیل کمک امریکا به نظام افغانستان را ارایه کنند. مسلماً نظام جمهوری افغانستان با کمک‌های امریکایی‌ها، متحدان این کشور و نیز سازمان ملل استوار است، وقتی امریکا در افغانستان نباشد و منافع این کشور در افغانستان تأمین و تضمین نشود بی‌تردید به افغانستان کمک نمی‌کند. طالبان و اشتراک کننده‌گان این گروه در نشست مسکو باید بدیل کمک به نظام و حداقل نیروهای امنیتی افغانستان را به مردم معرفی می‌کردند.
اشتراک کننده‌گان نشست مسکو در اعلامیۀ پایانی شان تأکید بر تنظیم حقوق و آزادی‌های بانوان براساس «قوانین اسلامی» کرده اند. در بخش دیگر این اعلامیه آمده است که حقوق سیاسی، آزادی‌های مدنی و آزادی بیان شهروندان افغانستان نیز باید برمبنای «اصول اسلامی» تنظیم و مراعات شود. اگر از سایر موارد اعلامیه بگذریم، این بخش اعلامیه نیز مبهم و قابل توضیح و تشریح است. طالبان باید توضیح بدهند که منظور آنان از اصول و قوانین اسلامی چیست؟ این گروه در ۱۷ سال گذشته به حقوق و آزادی‌هایی که قانون اساسی برای شهروندان افغانستان در نظر گرفته است، نگاه مثبت نداشته اند. طالبان برداشت و روایت خشن و خشونت‌زا از قوانین و اصول اسلامی دارند. در حالی که دین اسلام، آموزش علم را بر زن و مردم فرض گردانیده، اما طالبان زنان را از این امر مستثنا می‌دانند. این گروه به زنان اجازۀ تحصیل و آموزش را نمی‌دهند. زنانِ زیر سلطه و قلمرو طالبان همچنان اجازه ندارند در جامعه کار کنند و استقلال داشته باشند.
با این وجود، قدر مسلم این است که طالبان در نشست مسکو تلاش کردند تقصیر تمام آنچه انجام داده اند را به دوش دولت و نیروهای غیرطالب بیندازند و خود را از آنچه بر سر مردم در ۱۷ سال گذشته آورده اند، تبرئه کنند. نمایندۀ این گروه در نشست مسکو آنچه این گروه در ۱۷ سال گذشته انجام داده بودند را وارونه به مردم و جهانیان قصه کرد. نمایندۀ این گروه در این نشست گفت که در ۱۷ سال گذشته نه به مردم آسیب رسانده اند و نه هم تأسیسات ملکی را تخریب کرده اند. عباس ستانکزی گفت که آمار تلفات ملکی و فعالیت‌های طالبان از سوی رسانه‌های تحریف می‌شد. در حالی که طالبان در طول تاریخ شورشگری‌شان هیچ‌گاه احترام گذاشتن به حقوق و آزادی‌های زنان را به نمایش نگذاشته اند، اما نمایندۀ این گروه مدعی شد که به حقوق و آزادی‌های زنان احترام دارند و در صورت پیوستن به روند سیاسی افغانستان و دست کشیدن از جنگ، همچنان به حقوق و آزادی‌های زنان احترام خواهند گذاشت. حکومت، نیروهای سیاسی و طالبان این واقعیت را هرگز فراموش نکنند که مردم به صلحی که ارزش‌ها و دستاوردهای جمهوری و دموکراسی را قربانی و قدای ایدیولوژی یک گروه شورشی کند، هرگز و ابداً با قبول نخواهند کرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.