منـازعۀ ایـران و امریـکا

کمال‌الدین حامد/

منازعه ایران و امریکا همان‌قدر که عمیق است به همان اندازه تبدیل به حیثیت سیاسی برای هر دو طرف منازعه گردیده است، ولی با تمام این مسایل برای فعلاً منجر به جنگ تمام عیار نخواهد شد به این دلیل که ظاهراً امریکا باید آغازگر جنگ باشد و بزرگترین عامل بازدارندۀ شروع جنگ از جانب امریکا (همانگونه که پترائوس نیزگفت)، مخرب بودن پیامد این جنگ برای منافع امریکا است نه چیز دیگر.
ــ وضعیت پیش آمده آخرین ایستگاهی برای در اصطلاح «گروه بی» (بولتون، بن سلمان، بنیامین ناتانیاهو و بن زاید) می‌باشد که بتوانند شاهد درگیری امریکا و ایران باشند. گرچه انگیزه‌های هر یکی برای این جنگ متفاوت است، اما برای همه این آخرین ایستگاه قطار رقابت و کینه‌توزی علیه ایران می‌باشد. برآوردها نشان می‌دهد که امریکایی‌ها می‌دانند ایران بسان عراق عصر صدام و امثال آن نیست؛ حداقل این جنگ (در صورت وقوع) ایادی امریکا (سنتکام و اسرائیل) را گرفتار فاجعه خواهد کرد. (گرچه گروه بی واکنش ایران را از باب واکنش توخالی صدام فکر می‌کنند.)
ترامپ که همیشه با دساتیر بادارگونه‌اش از شیخ‌های خلیج باج گرفته و همیشه با تحقیر، آنها را به پابوسی وادار نموده است، خواستی که با خط و نشان یک جنگ تمام عیار و تهدید نظامی حداقل ایران را وادار به یک «زنگ ارتباط» کند، ولی قراین نشان می‌دهد که وی در حال باخت این قضیه است وتعلیق فعالیت مشترک نظامی از سوی آلمان، هالند و اسپانیا این باخت را عریان‌تر نمود. گذشته از تحلیل استراتژیک صرف بحران موجود، به لحاظ تاریخی هم که شده ایران بازماندۀ تنها تمدن است که ارزش‌های غربی را به چالش کشیده است. عناصر اصلی این چالش مانند فرهنگ، تاریخ و ارزش‌های اعتقادی کاملاً در اختیار ایران قرار دارد و آنچه که کم داشت اقتدار نظامی بود که از طریق تزریق واکسینۀ امریکایی به شاه سابق، ایران همیشه دست به دامن امریکا نگه‌داشته شده بود و این معضله نیز از طریق ارتقای ظرفیت خودی توسط نظام موجود حل گردیده است.
ــ بولتون که از طرفداران سرسخت «نیوکان» (با وجود انکار وی) دانسته می‌شود، معتقد است هر قدرت که سلطۀ جهانی امریکا را نه می‌گوید باید منکوب شود و ایران از آغاز مستحق این امر بود، ولی از آن‌جایی که روز به روز امکان سرکوبی ایران سخت و ناممکن می‌گردد برای گروه بی این آخرین و محتمل‌ترین فرصت و شانس محسوب می‌گردد (ورنه همه و آنها نیز می‌دانند که دیگر این شانس وجود نخواهد داشت و قدرت ایران روز افزون خواهد شد). بازی ایران در ۲۰ سال اخیر نشان داده که نه تنها شیخ‌های خلیج بلکه کل اقتدار امریکایی دارد در برابر بازی «دانه وار» ایران تحلیل می‌رود؛ جزئیات قضیه نشان‌گر باخت امریکایی‌ها و شیخ‌های منطقه در بازی «دانه دانه» است. بقای بشار اسد، قدرت روز افزون حماس و جهاد اسلامی در فلسطین، بازدارنده‌گی حزب‌الله، جایگاه ایران در عراق، مقاومت حوثی‌های یمن و در اخیر هم بقای مادورو در ونزویلا با حمایت روسیه و ایران در برابر طرف‌داران غرب همه و همه در غیاب لاف و گزاف صدام، قزافی و مبارک نشان‌گر ظهور یک قدرت دیگر و سازمان یافته‌تر از دیگران در منطقه است.
جدا از حب‌وبُغض برخی‌ها نسبت به دو طرف منازعه، این جنگ در صورت وقوع بخیر هیچ طرفی نخواهد بود و طبعاً ایران از این برهه نیز عبور خواهد کرد .

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.