نقد شورا و انتخابات در اسلام

۱۴ دلو ۱۳۹۹

فرهاد فرامرز

کتاب شورا و انتخابات در اسلام، اثر عزیزاحمد حنیف، از طرف کانون فردوسی و ریاست اطلاعات و فرهنگ ولایت پنجشیر، در تالار کنفرانس‌های مقام ولایت، برگزار شد.

دکتر احمد ذکی خاورنیا در این نشست گفت که نام کتاب «شورا و انتخابات در اسلام» است؛ اما وقتی به‌ترتیب آن نگاه می‌شود، با عدم رعایت ترتیب، در بخش اول موضوع انتخابات و در بخش دوم، مسأله‌ی شورا به‌بحث گرفته شده‌است. این در حالی‌ست که شورا در اسلام یک اصلِ برگرفته از قرآن و حدیث است، اما انتخابات یک امر اجتهادی و از فراورده‌های بشری تلقی می‌گردد؛ پرداختن به این دو مبحث از منظر اسلام و قراردادن هردو در کنارِ هم، زیاد موجه و منطقی به‌نظر نمی‌رسد.

او اضافه کرد: در کتاب شورا و انتخابات، سیاست را یکی از ضرورت‌های دین خوانده شده‌است؛ درحالی‌که برای اثبات این مدعا فراتر از ذکر رویدادهای تاریخی‌، به‌نصوصی از قرآن وحدیث استناد نشده است.

خاورنیا گفت: در این اثر، بیعت و شورا از پایه‌های نظام سیاسی اسلام خوانده شده‌اند در حالی‌که بیعت یک رسمِ فرهنگی اعراب قبل از اسلام و یکی از روش‌های امضایی در عصر پیامبر و خلفا به‌حساب می‌رود؛ اما شورا برخلاف آن، امری‌ست که در قرآن کریم بدان تصریح گردیده است.

وی تصریح کرد: گذشته‌گرایی یا وابستگی بیش از حد به‌تاریخ سلف و همان‌طور تکرار برخی مطالب، از موارد دیگری در کتاب اند که ایجاب می‌کند در چاپ‌های بعدی روی آن تجدید نظر صورت گیرد. در مباحث پژوهشی-فقهی می‌سزد که پژوهش‌گر بیش‌تر از روایات تاریخی به‌ فقه مقاصد توجه کند. همان‌طور، دیدگاه‌ها و مواقف سلف قابل حرمت اند اما ما مُلزم به‌پیروی از ایشان نیستیم، به‌دلیل این‌که آن‌ها خود به‌پیروی از همدیگر مُلزم نبودند.

هم‌چنان محمد ایوب ادیب، استاد دانشگاه در این محفل ابراز داشت: اگر بپذیریم همان‌گونه که در کتاب مطرح گردیده است، انتخابات امروزی مشابه به‌همان بیعتی است که در گزینش خلفای چهارگانۀ صدر اسلام به‌کار رفته‌است، آیا اجتهاد خلفا در پیوند به کاربرد بیعت در شکل‌دهی نظام سیاسی که اساساً یک امر فقهی و اجتهادی‌ست برای ما می‌تواند الزام آور باشد؟ ایشان با استناد به‌تفاوت میان فقه و شریعت علاوه نمودند: ما با احترام به‌دیدگاه‌های فقهی و تاریخ‌مندِ گذشته، ملزم به‌پیروی از آن‌ها نیستیم؛ اگر نسل‌های پسین خود را ملزم به‌پیروی از دیدگاه‌های فقیهان گذشته بدانند، سیالیت فقه و اجتهاد معنای خود را از دست می‌دهد.

ادیب، روی این نقطه انگشت گذاشت که انتخابات یکی از مؤلفه‌های دموکراسی در کتاب خوانده شده است، در حالی‌که انتخابات یکی از شاخص‌های دموکراسی است و نقطۀ دیگر این است که مبنای قدرت و قانون‌گذاری در دموکراسی مردم است و در اسلام، خداوند؛ انتخابات، از شاخص‌های برجستۀ تبلور حاکمیت نظام مردمی و دمکراتیک است که می‌توان منحیث شاخص از آن در هر نظام سیاسی مدعی مردم‌سالار از آن استفاده کرد؛ اما مولفه‌های دمکراتیک، از اساس با نظامِ الهی در اسلام سرِ سازش ندارد. بیعت از روش‌هایی‌ست که در ساختار نظام اسلامی از سوی خلفا به‌کار رفته است؛ اما انتخابات روشی‌ست که برای شکل‌دهی نظام مردمی که باورمند به آزادی و برابری سیاسی اند به‌کار می‌رود؛ چگونه ما می‌توانیم این دو را به‌هم مقایسه کنیم و قابل جمع بدانیم؟

یکی از نقدهای دیگری‌که آقای ادیب بدان اشاره کرد، قضاوت‌های ارزشی‌ای است که در چندجای کتاب از سوی مؤلف به‌کار رفته است؛ در حالی‌که از منظر فن پژوهش ایجاب می‌کند تا مؤلف، بی‌طرفی خود را از آغاز تا انجام در خلال بحث حفظ کند.

در همین‌حال مولوی عبدالحفیظ انوری استاد دارالعلوم جامع‌الانوار پنجشیر یکی دیگر از سخنرانان این نشست، عدم رعایت ترتیب میان نام و محتوای کتاب و این‌که شورا و انتخابات در ردیفِ هم قرار داده شده‌اند در حالی‌که شورا در نظام سیاسی اسلام یک اصل است اما انتخابات اصلاً در اسلام وجود ندارد؛ تشبیه انتخابات با بیعت را غیر موجه خوانده گفت: در بیعت همواره یک گزینه وجود داشته است و مردم مکلف به اطاعت از وی بوده‌اند؛ اما در انتخابات گزینه‌های متعددی وجود دارد. بحث دیگر این است که رییس دولت در اسلام از سوی شورا برگزیده می‌شود؛ اما در انتخابات از سوی عامۀ مردم.

انوری علاوه نمود: نویسندۀ کتاب ادعا کرده است، همان‌گونه که پیامبر از رسمِ بیعت به‌عنوان یکی از سنت‌های فرهنگی اعراب در شکل‌دهی نظام اجتماعی بهره برد، ما نیز می‌توانیم از انتخابات به‌حیث یک روش مدرن و معاصر در ساختار نظام اجتماعی خویش استفاده کنیم.

در قسمت اخیر برنامه، آقای حنیف (نویسندۀ کتاب) ضمن ابراز قدردانی از گرداننده‌گان برنامه، به یک سلسله از پرسش‌های منتقدین پاسخ داده گفت: انگیزۀ تألیف این اثر، بحث‌هایی است که میان طرف‌داران نظام جمهوریت و امارت عنقریب مطرح خواهد گردید. او گفت: در این اثر، گزینش رییس دولت از طریق انتخابات عامه و ساختار شورا در نظام سیاسی اسلام با بررسی تاریخ خلفای راشدین به‌بحث گرفته شده‌است. ویژگی‌های شفافیت، عمومیت، آزادی و عادلانه‌بودن که در انتخابات‌های معاصر دیده می‌شود، همه در گزینش خلفای چهارگانۀ صدر اسلام وجود داشته‌است.

حنیف اضافه کرد: انتخابات نوعی از شوراست که از تمامی آحاد ملت در آن نظر خواسته می‌شود؛ رایزنی میان نخبه‌گان، نوع دیگری از شوراست و مشورت میان زن و شوهر در مسایل خانواده‌گی کتگوری دیگری از شورا می‌تواند باشد. بدین‌لحاظ، آنچه از مشورت و رایزنی در نصوص دینی آمده‌است شامل شورا در تمام سطوح می‌شود که یک نوع آن انتخابات است.

در پایان نشست، محمد امین صدیقی معاون ولایت پنجشیر، ضمن تبریکی چاپ کتاب از گسترش فعالیت‌های فرهنگی در پنجشیر ستایش به‌عمل آورده و مباحث انتخابات و شورا را از بحث‌های مورد نیاز در جریان مذاکرات صلح تلقی کرد.

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.