نویسنده های که قلم اش را به گرو می دهند

نویسنده: آبروشان/

در گذشته نویسندگان درباری بودند که به مدح شاهان می پرداختند و فعالیت های قانونی و غیر قانونی آن ها را توجیه ملی و مردم دوستانه می نمودند از دید این افراد شاه به هر عمل که مبادرت می ورزید درست بود و دشمنی با شاه مساوی به دشمنی با خدا، ملت و مردم تلقی می گردیددر حالیکه خودشان به این امر یقین و باور نداشتند بل باید آن گونه می نویشتند تا رضایت خاطر شاه را فراهم می کرد و در سفره شاهانه او خود را شریک می ساخت؛ اما امروز نویسندگان از این دست وجود ندارند که به مدح و ثنای شاه شعر بسرایند و در وصف او بنگارند و در بدل کسب منافع مادی و مقام، اندیشه، فکر، قلم و ایده خود را به گرو بگذارند و از این طریق امرار معیشت کنند اما هستند کسانی کهدر بدل این منافع قلم خود را به گرو می گذارند و در برابر پول اندیشه خود را می فروشند، وقتی امروز رسانه های کشور را تعقیب می کنی و مطبوعات را ورق می زنی به این مهم پی می بری و می بینی که چقدر بازار گرو گذاشتن اندیشه و فکر در این کشور گرم است و تا چه حد قلم ارزش خود را از دست داده و ارزان به گردش در می آید چسان نوشته های اینگونه، صفحات مطبوعات را به خود اختصاص داده اند وبدبختانه تعدادی از کارشناسان ما به اظهارات می پردازند که خود به صحت آن عقیده ندارند و تعدادی از نویسندگان ما مطالب را می نگارند که می دانند صحت ندارد و درست نیست اما به خاطر کسب منفعت، خود را مکلف به آن می دانند که اینگونه بیاندیشند، اظهار نظر کنند و اینگونه بنگارند.
تحلیل گران و نویسندگان از این قماش سال ۲۰۱۴ را سال بربادی افغانستان می دانند و سعی دارند که باور عمومی را این گونه شکل دهد که ۲۰۱۴ مساوی به محو افغانستان و سقوط این کشور به کام تروریستان خواهد بود، آنها کوشش می کنند که نیروهای امنیتی کشور را ضعیف جلوه داده، کار کرد ها، از خود گذشتگی ها، وقف نمودن این نیرو ها را در راه وطن و مردمش، نادیده گرفته، از دستاورد های مثبت دولت و نظام موجوده چشم پوشی نمایند و با بی تفاوتی از آن بگذرند. امروز نقد از دولت کنونی خریداران زیادی دارد و هرکس در تلاش است تا کوچکترین خلاء را دستاویز خود قرار داده و با تمام توان علیه آن بنویسند و حرف و حدیث بگویند بدون این که حرمت به طرف مقابل قائل شوند و احترامش را حفظ نمایند.
در نشریه ماندگار امروز مطلب تحت عنوان (تأملی دیگر در باب سخنان اخیر «رفیق کرزی») نظرم را به خود جلب کرد، نویسنده محترم این متن اظهارات اخیر رئیس جمهور کشور مبنی بر انتقاد از کار کرد های ایالات متحده امریکا را به باد انتقاد گرفته و به نحو خواسته است که این اظهارات را کمپاین پس از ۲۰۱۴ برای رئیس جمهور کشور و تیم کاری اش عنوان کند از دید این قلم رئیس جمهور در تلاش مطرح نمودن خود به عنوان رهبر کاریزما و ایدیولوژیک چون هوگوچاوز و استالین است در حالیکه رئیس جمهور بار بار از کمک های ایالات متحده امریکا و متحدان بین المللی اش سپاس گزاری و قدردانی نموده است و نویسنده این مطلب نیک می داند که به خاطر امضای معاهده استراتیژیک با ایالات متحده، رئیس جمهور کشور تا چه حد زیر فشار افکار عمومی قرار داشت و تا چه اندازه کوشید تا این قرار داد امضاء شودآن زمان نیز نویسندگان از این قماش رئیس جمهور را متهم به این می کردند که افغانستان را می خواهد به کام ایالات متحده فرو برد در حالیکه امروز نیز تعداد از نویسندگان و تحلیلگران به خاطر انتقاد رئیس جمهور از ایالات متحده، وی را متهم به زیر پا نمودن منافع ملی افغانستان می کند. همان قسم که امروز بر خلاف تمام موازین و مقررات، اهانت به رئیس جمهور یک ملت روا داشته و به جای تکریم و حرمت، «رفیق کرزی» خطاب می کند.
همچنین همین روزنامه اظهارات اخیر رئیس جمهور کرزی را به بازی موش و پشک میان رئیس جمهور و ایالات متحده تشبیه نموده در حالیکه نه ایالات متحده پشک است و نه ملت افغانستان موش، بل بنا بر اظهارات پنجشنبه گذشته رئیس جمهور؛ افغانستان با امریکا رابطه دوستی می خواهد ولی دوستی بین دو ملت مستقل. از این لحاظ تشبیه روابط فعلی به موش و پشک بازی، توهین به ملت افغانستان تلقی می شود که جا دارد نویسنده ها و تحلیلگران در گزینش و کاربرد واژه ها و ضرب المثل ها، آن را رعایت نمایند.
پایان

اشتراک گذاري با دوستان :