وقتـى میگـوینـد، بـدیل نیست!!!

/

از صفحه فیسبوک احمد ولی مسعود/
هـرازگاهـى رهـبرى حکومت موجود از سر ضعف و انتقادات شدید مردم به حرف میآیند، میگویند بدیلى نیست واگر ما نباشیم چه خواهـد شد؟!
داستانى به ذهـنم آمد؛ گفتند عقل ده (قریه) را بیآورید که مرد گیر افتاده بالاى بام را که راهـى براى پایین شدن نداشت، نجات دهـد.
عقل ده آمد و دید و دستور داد، ریسمان بیآورید. یک سر ریسمان را به مرد گیرافتادهء بالاى بام پرتاب کرد و گفت که خودش را با ریسمان سخت ببندد. مرد بیچاره هـمان کرد و عقل ده با یک کش، مرد بخت برگشته را از بام پایین کشید و مرد جان داد و تمام شد.
هـمهء مردم ده که ناظر اوضاع بودند، دوروبر جسد تجمع کردند و چند لحظه بعد متوجه شدند که عقل ده به گوشهء رفته گریه میکند. کسى ازجمع رفت و بخاطر دلدارى به وى گفت، خیر باشد گریه مکن، تلاش خود را کردى، شاید قسمت هـمین بود که شد.
عقل ده جواب داد و گفت، میدانم، من با هـمین ریسمان بسیارى هـا را از چاه هـاى بسیار عمیق و هـولناک نجات داده ام. گریهء من بخاطر این نیست، بلکه به این خاطر است که اگر من در میان شما نباشم، شما چه خواهـید کرد.!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.