پنج واقعیت دربارۀ راهبرد امنیت ملی ترامپ

چهار شنبه 29 قوس 1396/

فارن پالیسی/

mandegar-3۱- این نخستین باری است که امریکا در سال نخست ریاست‌جمهوری استراتژی امنیت ملی را منتشر می‌کند. بیل کلینتون، جورج بوش پسر و باراک اوباما همگی در ایجاد سقف زمانی برای انتشار آن شکست خوردند. به رغم رکود قانونگذاری که اجرای دستورکارهای ترامپ را کند کرد؛ چیزی که اوباما نیز با آن درگیر بود، اما او در معرض فجایع خارجی که کلینتون (موگادیشو) یا بوش (حملات ۱۱ سپتامبر) در معرض آن قرار گرفتند؛ قرار نگرفت. در حالی که بسیاری پیش‌بینی می‌کردند که این استراتژی دچار لغزش شده و قبل از سال آینده منتشر نشود. این همچنین نخستین بار است که رئیس‌جمهوری خود سخنرانی طولانی را همزمان با اعلام استراتژی ایراد می‌کند. در گذشته مشاوران امنیت ملی این کار را می‌کردند. در واقع تیم ترامپ در اعلام حرفه‌ای این استراتژی جای تحسین دارد، چیزی که در سال گذشته میلادی وجود نداشت. امیدواریم این شاخصی بر پختگی و ثبات باشد. همچنین این استراتژی طولانی‌ترین به حساب می‌آید، به طوری که در مقایسه با استراتژی اوباما ۱۰ تا ۱۵ صفحه بیشتر بود. اعضای تیمی که این استراتژی را تدوین کردند یعنی هربرت مک‌مستر، دینا پاول، نادیا شادلو و سیث سنتر شایسته تشکر و قدردانی هستند.
۲- یکی از چالش‌های تهیه کنندگان این استراتژی این است که این دولت به طور نسبی از منابع برخودار نبود. کمپین ترامپ هیچ‌گاه پرونده‌های سیاسی و سخنرانی‌های بزرگی را که معمولا پیش‌نویس خام استراتژی امنیت ملی است، تولید نکرده بود. هرج و مرج گزارش‌ها بر روند انتقالی سایه افکند و بعد از آن برکناری غافلگیرانه مایکل فلن، مشاور سابق امنیت ملی امریکا رخ داد که همگی ضربه‌ای به تیم امنیت ملی وارد کرد،‌ این اتفاقات نشان می‌دهند که تیم کنونی فعالیت خود را تا اواسط مارس آغاز نکرده بود. به رغم این مسائل به نظر می‌رسد نزاعی نیز در دولت امریکا درباره سیاست خارجه میان افرادی که دستورات افراطی ترامپ را ترجیح می‌دهند مثل استیو بنن، سباستین گورکا، استفان میلر و کسانی که دستورات سنتی او را ترجیح می‌دهند مثل جیمز ماتیس، جان کلی، رکس تیلرسون و مک‌مستر در گرفته بود تا اینکه بنن در ماه اوت کنار رفت و دیگر مشخص نشد کدام جناح غالب بود و کدام دیدگاه استراتژی ملی را هدایت خواهد کرد.
۳- از همان آغاز شعار «نخست امریکا» گزینه تأسف‌باری برای استراتژی امنیت ملی بود. برخی مواقع دولت امریکا برای توجیه تصمیمات خود درباره مسائل جهانی مثل خروج از توافقنامه «نفتا»، توافقنامه‌های پاریس و برجام آن را مطرح می‌کرد؛ موضوعی که بسیاری از ناظران را نگران می‌کرد که دولت متعهد به سیاستی کوته‌نظرانه در درک منافع امریکا بدون دریافتن این مساله است که تحقق منافع امریکا در کمک کردن به تدوین نظام جهانی و راه‌حل‌های لازم است، اما این استراتژی تلاش کرد به شیوه‌ای آن را تفسیر کند که با مخالفت کمتری روبه‌رو شود، از این رو تصویری از واقعیت اولیه ارائه کرد.
۴- استراتژی مملو از زبان حمایت از هم‌پیمانان و نهادهای اصلی نظام جهانی است که امریکا آن را ساخته و جایگاه آن را تاکنون در جهان حفظ کرده است. در حالی که این استراتژی تفکر قالبی را برای صحبت درباره روابط با هم‌پیمانان در پیش گرفته است. به طوریکه تصور می‌شود هم‌پیمانان که غالبا به آنها اشاره شده این گونه ملاحظه می‌شوند که هم رقیب هستند و هم شریک و آن طور که باید و شاید کار نمی‌کنند.
۵- شیطنت در جزئیات اجرای این استراتژی که مستلزم پر کردن شکاف‌ها میان سخنرانی استراتژیک ترامپ و حقیقت سیاست‌هایی است که تاکنون درپیش گرفته،‌ به چشم می‌خورد. استراتژی امنیت ملی هرگز نمی‌تواند جلوی انتقادات از دولت امریکا را بگیرد اما نقطه آغازی برای مذاکره و بحث در آینده خواهد بود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.