چــرا به انتخابات بی‌باور هستیم؟

روح‌الله بهـرامیان/ دوشنبه 10 ثور 1397/

نسل من نسلی‌‌‌ست که در هاله‌یی ازامید و ناامیدی «انتخابات» در شریان‌هایش جریان دارد. این نسل به ‌تکثر می‌اندیشد و به‌ جمعیتی‌‌ که بتواند فرد فرد هم‌رأی‌اش را حمایت کند و نیز ناخودآگاه فردی‌اش را به اکثریت غالب این روند گره بزند. اما تجربۀ ظاهراً ناکامی را پشت سر دارد و تصور می‌کند، این mandegar-3امر محقق شدنی نیست چون به قطع می-پندارد حکومت «وحدت ملی» که برمبنای آن به وجود آمده، مشروعیت آنچنانی ندارد. در حالی‌که اگر از سطح افراد بگذرد و بر نفس و نظام تکثر انتخاباتی فکر کند، خواهد دید ریاست‌جمهوری و ریاست اجرایی که حاصل دو دور گذشتۀ انتخابات در افغانستان بود و حداقل ارادۀ بیش از پنجاه% «اصلاحات» و۲۶‌% «تحول» را برقدرت سهیم کرد، پیش روی اوست. دید کُلی و منصفانه نیز می‌تواند «اصلاحات – تحول» باشد که به فرض اگر برای یک لحظه کرسی داکتر عبدالله عبدالله را با دکتر محمداشرف غنی تعویض کند، آشکارا خواهد دید انتخابات گذشته بسیار ناموفق نبوده چون عملاً بر مبنای ۷۸ ‌% رأی مردم به وجود آمده که شاید در نوع خود حداقل در کشورهای چون افغانستان بی‌نظیر است.
از این که بگذریم- چون بحث منازعه برانگیز است- می‌رسیم به این ایستگاه نظری که چرا ما نسبت به انتخابات آینده بی‌باوریم در حالی که محوریت چنین پروسۀ باید بتواند قدرت عملی ایجاد کند. به عبارت دیگر، شهروند باید با امکان انتخابات به آن قدرت وعمل دست‌رسی پیدا کند که بتواند موج تحول و انتقال مسالمت‌آمیز آن را با دست‌های خود به صندوق بریزد. به باور من نگرانی از این نیست که انتخابات به تقلب کشیده می‌شود، بل نگرانی در این است که ما نسبت به ارادۀ خود بی‌باور شده‌ایم و آن تکثری که انتخابات ملزم بر ایجاد آن است را آسیب‌رس می پنداریم. اما هیچ یک به این مهم نمی‌اندیشیم که راه‌کار انتخاباتی نداریم. کاندیدای که برسر قدرت است و بازهم می‌خواهد در قدرت باشد نگران ما کرده و مهمتر از این، انسان‌های همراه و هم‌رأی قابل تفکیک خود را مغلوب ماشین‌های شمارش رأی می‌پنداریم.
در چنین وضعی فقط راه‌‌کار و طرح‌های عملی می‌تواند این تکثر را تفکیک کند نه هیاهو، چگونه ممکن است هنوز وپس از چهارمین دور انتخابات شورای ملی برای تحریم انتخابات بیانیه صادر کند و مورد پذیرش همه‌گان قرار گیرد، این نهایت انفعال و بن‌بست ما را نشان می‌دهد، اگر غیر از این است باید براین امر نظری غلبه کنیم -که گفته می‌شود انتخابات غیر شفاف خواهد بود- غلبه بر چنین نظریۀ بنیاد برانداز کار عملی می‌خواهد و آن این است که انتخابات را یک جنبش و دگرگونی حتمی فرض کنیم و در این مسیر با وحدت کامل گام برداریم. این یک تصور است که پنداشته می‌شود دیگران در صدد حذف ما آماده شده اند چرا باور این عمل در ما به اصطلاح-قهرمان‌پروران- جان نمی‌گیرد که در چنین روزی برای حذف دشمنان آماده تریم.
به صراحت می‌گویم انتخابات یک پروسۀ حتمی و ناگزیز است و عرصۀ میزان ادعاهای موجود که به ساده‌گی در فضای مجازی گفته می‌شود: حق ما، عدالت، اکثریت و شفافیت؛ بیایید به جای این آب در هاون کوبیدن‌ها، رأی خود را سبک و سنگین یا سیاه و سپید کنیم، بیایید به صورت مشروع و به هنگام تا بیرون شدن نتایج انتخابات به رستاخیز ما ایمان بیاوریم، چون دیگر همه می‌دانیم تحریم انتخابات تخریب و تجزیۀ افغانستان آینده خواهد بود و این تخریب همه را زیر آوار خواهد کرد. در چنین وضعی هیچ منطقی نمی‌پذیرد که نابودی را بر مصرف اندکی انرژی و زحمت ترجیح دهد.
بیایید از خود استحصال وظیفه و مسولیت کنیم، بیایید راه‌‌کار تدوین کنیم تا اشباح توطیه‌‌ بر اکثریت قابلِ تفکیک پیروز نشود. در قدم نخست از فضای امنِ مجازی بیرون بیاییم و از خلوت‌خانۀ فیسبوک‌ها که حیثیت ابزارخودکشی را دارد برای یک‌یورش مدنی و دموکراتیک آماده شویم!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.