کانگرس به حضور امریکا در افغانستان رأی داد

/

منبع: دلیبرالیِنت
نویسنده: جایس‌کیلی
برگردان: ابوبکر صدیق
مجلس سنای امریکا به چیزی توافق نمی‌کند. آنان بخشی از یک بن‌بست و قطع‌نامۀ آسمان آبی‌رنگ در امتداد یک خط شکست خورده هستند. بیشتر از این چیزی وجود ندارد و تنها چیز مورد توافق در میان آنان، این است: نیروهای امریکایی ۱۷ سال در افغانستان حضور داشتند، این زمان طولانی‌ نیست.
mandegarمجلس سنا با ۶۸ رأی موافق در برابر ۲۳ رأی مخالف به حضور امریکا در افغانستان رأی داد: خون ریختیم و سربازان خود را از دست دادیم، هزینه‌های مادی و معنوی صرف شد. به اندازۀ کافی پول مصرف کردیم. تمام این ارزش‌ها را حالا از دست بدهیم، بخشی از چالش جهانی که امریکا متوجه آن نیست.
برای چیزی که پس از اسامه بن‌لادن، نسل جدید در ساحۀ پدر کشته شدۀ‌شان پرسه می‌زنند، این یک جنگ طولانی نیست. خروج از آن یک تصمیم مأیوس کننده است، در بخشی از جهان که [تروریستان] اهلی نبودند/نیستند.
افغانستان در حالت نابسامان قرار دارد، ملت با اقلیت‌های قومی و منافع مختلف نسبت به ما بسان قسمت‌های زیادی از جهان، به این حالت تعداد کمی از امریکایی‌ها می‌اندیشند. چرا ما با توافق با گروه طالبان که با فرد فرد آن مبارزه کردیم، پس از ۱۷ سال صلح می‌کنیم؟
سربازان امریکایی بهتر اند
سربازان ما بهترین‌های ما هستند و بهترین وظیفه را انجام می‌دهند. آنان برای دفاع از این ملت به پا خاسته‌اند و در زنده‌گی با خاک سرد عادت کرده‌اند. آنان بیماران، زخمیان جوان پیر را به بیمارستان انتقال می‌دهند.
برای سیاسیون آغاز جنگ یک درامۀ با تلفات و نهایت تأسف از حقیقت جنگ است؛ اما برای یک مرد جوان جنگ به معنای آموختن است که چگونه با پاهای مصنوعی حرکت کند و خط بریل را بخواند، این خیلی دردناک‌تر از آن است.
این تنها تلفات انسانی نیست، ما به ‌شکل «معنوی» نیز تلفات داریم و جوانان خود را از دست می‌دهیم. این یک چالش پایان ناپذیر است که بر «شانه‌های نیروهای ویژۀ» ما قرار دارد. ایدوارد گلار ۱۰ داعشی را کشت وهمراه‌شان تصویر گرفت، نمی‌دانم که چه اتفاق آن‌جا افتاد و امیدوارم هیچ یک از شما با چنین صحنۀ مواجه نشوید.
اما این را می‌دانم: نیروهای ویژۀ [جنگی] ما تمام سال دو ۲۵۰ روز در خط نبرد قرار دارند. شما در نظر داشته باشید یک مرد را برای مبارزه بی‌فرجام که نتیجۀ را در پی‌ ندارد برای دهه‌ها می‌فرستید. ما نمی‌توانیم از سربازان و خانوادۀ‌شان بپرسیم و نمی‌توانیم این همه را فراموش کنیم. زمانی شما بر اعزام سربازان به جبهۀ‌ جنگ تصمیم می‌گیرد، بالای سربازان صدا می‌زنید، [سرباز] برای آخرین‌بار روی زن و فرزندانش را می‌بوسد و خداحافظی می‌کند.
این سیاست خارجی امریکا نیست
سیاست کنونی ما در جهان، پالیسی نیست که پدر ما بنیان گذاشته بود و سیاست ملت ما نیست. جورج واشنگتن در کتابچۀ خاطراتش نگاشته است: بهترین نقش در سیاست خارجی ما حُرمت به ملت‌های دیگر است، داشتن یک رابطۀ اقتصادی قوی و همچنان یک رابطۀ سیاسی و اروپایی‌ها منافع سطحی با ما دارند…
واشنگتن حالت اسف‌بار – خطرناک – در اوضاع بیرونی را درک می‌کرد و او دقیقاً می‌دانست آنان [تروریستان] دشمن مردم «لیبرال‌ها» هستند، چنانچه جمیس مدیسن، نوشته است: در زمان جنگ حقیقی، بهترین راه و روش حضور نظامی است. ممکن یک جنگ طولانی باشد. جان کوینسی آدامس گفته است که امریکا نیم قرن است که با در نظر داشت ملاحظاتی مبارزه می‌کند.
این بهترین سیاست خارجی است و مهمتر این‌‌که کسی این ملت را ایجاد کرد می‌داند. اتفاق جنگ جهانی دوم که مانند جنگ «راج» از جهان عبور کرد. ۹۵ درصد امریکایی‌ها مخالف حمله بالای جاپانی‌ها در پیرل‌هاربر بودند.
این مقاله تماس به بحران دارد، ما نیاز داریم از آنان جلوگیری کنیم، پیش از این‌که اینجا بیایند! یا خواهش شخصی من، امریکا باید این جنگ را رهبری کند.
در قدم نخست، امریکایی‌ها در حملات تروریستی ۹ /۱۱ سپتامبر در در کشور خودشان مورد حلمه قرار گرفتند. بنا بر این[حملات تروریستی] باید متوقف شوند. هیچ استدلال وجود ندارد که آنان [تروریستان] دوباره به این عمل دست نزنند.
در قدم دوم، امریکا باید مبارزه کند، اگر حالت خاموشی را اختیار کند، شاید برتر باشد. اما این کار امریکا تعیین‌کننده نیست. حقیقت درد را کسی احساس می‌کند که غرق در خون است نه آن ‌که می‌گوید، حالتت را درک می‌کنم.
اجازه بدهید که این را متوقف سازیم و سیاست خارجی منسجم داشته باشیم. چیزی که به امریکایی‌ها اجازه می‌دهد تا در مورد امریکا فکر کنند. این یک راه حل نیست، در حالی امریکا قدرت نخست جهان است، آنان [تروریستان] تهدید بر منافع این کشور هستند. این یک سیاست خارجی است تا بر طبیعت، تجارت و زنده‌گی مرفه‌یی امریکا و سربازان امریکایی فکر شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.