کنفرانس صلح مسکو؛ قدرت نفوذی روسیه و ضعف امریکا

فرید احمد صالح/ دوشنبه 27 عقرب 1397/

هوتل پریزیدنت واقع در شهر مسکو، به تاریخ ۱۸ عقرب سال ۱۳۹۷گواه برگزاری کنفرانسی بود که در آن مقامات نزدیک به دوازده کشور با نماینده‌گان طالبان به گفت‌وگو پرداختند. هدف این کنفرانس، آوردن صلح، یا به‌طور واضح‌تر، برای پایان دادن به جنگ در افغانستان، چگونه طالبان را به توافق بر مذاکرات صلح دعوت کنیم، پنداشته شده بود.
mandegarنزدیک به سی‌سال پس از آن‌که اتحاد جماهیر شوروی به اشغال ده ساله افغانستان پایان داد، نشست مسکو در مورد صلح افغانستان برگزار شد. در حقیقت، کنفرانس مسکو در مورد صلح افغانستان نه، بلکه در مورد نمایش قدرت نفوذی روسیه در منطقه و ضعیف نشان دادن راهبردهای ایالات متحده در افغاستان بود. این بهترین فرصتی برای روس‌ها بود تا نقش نفوذی عمیق خود را در افغانستان و منطقه، و ضعف راهبردی ایالات متحده را به نمایش بگذارد.
ایالات متحدۀ امریکا طی ۱۷ سال مبارزه با تروریسم، بیش از هر کشور دیگری در این عرصه پول خرج کرده است. به همین‌سان ممکن است این کشور در حوزۀ نظامی نیز بیشتر از هر کشور دیگری در افغانستان رد پا داشته باشد. اما تلاش‌های آنان برای سرنگونی طالبان در میادین جنگ و کشاندن شان به میز مذاکره نتیجۀ قابل قبولی در پی نداشته است. از این‌رو، نقش آیندۀ ایالات متحده در آوردن صلح و ثبات در افغانستان نامطمین و نامطلوب به نظر می‌رسد.
مقامات روسی در بیانیه‌های عمومی خود همواره در تلاش بوده‌اند تا نقاط ضعف ایالات متحدۀ امریکا در افغانستان را برجسته کنند و نقش فعال خود در رسیده‌گی به این نواقص به نمایش بگذارند. در این اواخر، ضمیر کابلوف نمایندۀ روسیه در افغانستان، اعلام کرده بود که ایالات متحدۀ امریکا از افغانستان خیلی فاصله دارد و این کشور در قسمت پایینی جمهوری روسیه قرار دارد. بنابراین، علایق ملی و همچنان امنیت فدراسیون روسیه و متحدان این کشور در اینجا ارزنده و مهم تلقی می‌شود. لذا، ما نمی‌توانیم در مورد آنچه در افغانستان اتقاق می‌افتد، بی‌تفاوت باشیم. کابلوف نیز خاطر نشان ساخت که موجودیت ایالات متحده و متحدانش در این کشور نه تنها در حل مشکلات ناکام بوده‌اند، بلکه بر مشکلات افزوده‌اند. او متذکر شد که طالبان به‌طور پیوسته مناطق زیر ادارۀ خود را وسعت بخشیده و غرب در این جنگ شکست را متحمل شده است و در اذعان این واقعیت بی‌علاقه است.
اتفاقاتی که در افغانستان رُخ می‌دهد، اکثراً زیر سایۀ ایالات متحده امریکا بوده است. لذا، سخت است که نفوذ منطقه‌یی و قدرت قوی خود را به نمایش بگذارید؛ اما روس‌ها با دعوت کردن بازیگران کلیدی آسیای مرکزی و جنوبی به مسکو برای مذاکره با طالبان، نشان دادند که از چه نفوذ و قدرت منطقه‌یی برخوردار هستند. مسلماً مسکو دلایل خوبی برای تقویت نقشش در افغانستان را دارد که فراتر از تمایل ساده به ایالات متحدۀ امریکا است. دلایلی ‌که روسیه آن ‌را نگرانی برای خود می‌پندارد، در مورد گسترش بی‌ثباتی در افغانستان است، آنان منافع خود را شدیداً در این بی‌ثباتی در خطر می‌بینند. مواردی هم‌چون قاچاق مواد مخدر، مهاجرت‌های وسیع، گسترش طالبان در شمال افغانستان و سربازگیرهای اخیر داعش نیز از جمله تهدیدات عمده است که روس‌ها بالای آن تأکید دارند. این موارد در چند سال اخیر موجب شده تا روسیه وعدۀ کمک‌های مالی و نظامی خود را به کابل افزایش دهد و شدیداً به دنبال مبارزه با آن باشد.
واقعیت در حال ظهور برای واشنگتن کاملاً واضح است. رقبای سرسخت استراتژیک ایالات متحده امریکا در کشوری که سیاست‌های فعلی امریکا شکست خورده و نقش آیندۀ آن نامعلوم است، رد پای خود را عمیق‌تر می‌کنند. کابلوف نیز اشاره کرده بود که کنفرانس مسکو یک تلاش برای «یک گام کوچک و ابتدایی به‌سوی مذاکرات صلح کامل» محسوب می‌شود. در واقع، بیانات او اغراق‌آمیز بود چون این کنفرانس نتوانست طرفین را به مذاکرات بیشتری نزدیک کند. نماینده‌گان کابل همواره اظهار داشته اند که آماده هستند تا مذاکرات مستقیم با طالبان را آغاز کنند، اما نیروهای طالبان اصرار دارند که تنها با امریکایی‌ها صحبت می‌کنند، زیرا دولت فعلی در کابل را غیرقانونی و صرفاً دست نشاندۀ ایالات متحدۀ امریکا می‌دانند. هیچ‌گونه پیشرفتی در جهت رسیده‌گی به مسألۀ اساسی که همانا مذاکره بین طرفین برای آوردن صلح است، دیده نمی‌شود و به این نکته نیز پاسخی داده نشده است که چگونه می‌توان طالبان را متقاعد کرد که جنگ را متوقف کنند، در حالی که فکر می‌کنند برنده جنگ هستند؟ به عبارت دیگر، چرا طالبانی که بر این باور اند که برنده هستند، می‌خواهند در حالی که پیشروی می‌کنند، عقب‌نشینی کنند؟ طالبان پاسخی به این سوال دارند: اگر نیروهای امریکایی از افغانستان خارج شوند، ما آمادۀ صحبت خواهیم بود.
در حقیقت، اگر مذاکرات صلح آغاز نشود، دونالد ترامپ رییس‌جمهوری ایالات متحده ممکن است مایل به عقب‌نشینی یک‌جانبه شود، ایده‌های واشنگتن به سادگی به تقاضای اصلی طالبان منحرف می شود. بنابراین، واشنگتن و کابل با پیش‌شرط‌های پیش‌بینی شده طالبان موافقت خواهند کرد، مثلاً، سرزمین‌های را که در حال حاضر شورشیان کنترل می‌کنند، به طور رسمی به آنها واگذر خواهند کرد و در نهایت، این ژست به مثابۀ تسلیم شدن برای ایالات متحدۀ امریکا خواهد بود. درواقع، پس از کنفرانس مسکو، طالبان دست‌آوردهای ملموسی نداشتند. اما، برای میزبان‌های روسی، این مسأله اهمیت چندانی نداشت. برای آنها، این کنفرانس موفقیت بزرگی بود زیرا این اتفاق افتاد. حتا در میان چرخۀ اخبار دیوانه کننده، آن را جذب پوشش خبری بین‌المللی فراوان کردند. جهان گواه یک قدرت بزرگ به ریاست سمپوزیوم عالی در مورد آیندۀ افغانستان بود در حالی که نقش ایالات متحدۀ امریکا با حضور یک ناظر از سفارت امریکا در مسکو محدود شده بود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.