گزینۀ خروج امریکا از افغانستان

چهارشنبه 2 سرطان 1395/

نویسنده: دوگ باندو/
برگردان: مختار یاسا/
mandegar-3امریکا هنوز در افغانستان مصروف جنگ است. پس از ۱۵ سال جنگ، حالا وقت آن رسیده است تا آخرین نیروهای باقی مانده را به خانه برگردانیم.
در ماه اکتوبر سال ۲۰۰۱ جورج دبلیو بوش، نیروهای امریکایی را برای از بین بردن اسامه بن‌لادن و براندازی حکومت طالبان که میزبان او بود، به افغانستان فرستاد. سپس واشنگتن به ملت‌سازی روی آورد. اما حالا با وجود تلاش‌های ۱۵۰ هزار نیروی خارجی، طالبان هنوز می‌جنگند.
در حال حاضر تقریباً ۱۲ هزار پرسونل نظامی نیروهای ائتلاف در افغانستان باقی مانده‌اند. قرار بود تا نیروی ۹۸۰۰ نفری امریکا در سال جاری به نصف کاهش پیدا کند و تا اوایل سال آینده میلادی، شمار آنها به یک‌هزار نفر تقلیل داده شود. اما در ماه اکتوبر سال گذشته، اداره کاخ سفید تصمیم گرفت تا روند خروج از افغانستان را کند بسازد. پلان فعلی کاهش این نیروها به ۵۵۰۰ نفر در سال ۲۰۱۷ می‌باشد.
با آنکه ماموریت رزمی نیروهای امریکایی در افغاانستان رسما خاتمه یافته است، اما نیروهای امریکایی هنوز گوش به فرمان (انجام ماموریت جنگی) بر اساس خواست افغانستانی‌ها باقی مانده‌اند. در خزان سال گذشته، نیروهای ویژه امریکایی به نیروهای افغانستان کمک کرد تا شهر کندز را از تصرف طالبان خارج نمایند.
پیشنهادات برای احیای جنگ فراوان‌اند. به گونه مثال، جنرال جان اف کمپ‌بل، فرمانده پیشین نیروهای امریکایی در افغانستان از اداره قصر سفید اکیدا خواست تا اجازه حمله علیه طالبان را حتا در صورتی که این گروه شورشی تهدیدی را هم علیه نیروهای ائتلاف ایجاد نکند، بدهد و اجازه دهد تا از نیروهای افغانستان تا زمانی که کابل قوای هوایی خودش را سروسامان نداده است، پشتیبانی هوایی نظامی شود.
جانشین او، جنرال جان نیکلسون در حال آماده‌سازی گزارشی است که احتمالا عین پیشنهادات را خواهد داشت. دیوید پترائوس یکی از فرماندهان پیشین دیگر نیروهای امریکایی در افغانستان و آقای مایکل او هانلن، نیز با راه‌اندازی کمپاین قدرت (جنگ) هوایی افغانستان همانند جنگ هوایی در عراق و سوریه، خواهان آستین بالازدن نیروهای ائتلاف در این جنگ شده‌اند.
گذشته از آن، گروهی از جنرالان و دیپلومات‌های متقاعد امریکایی به شمول آقای پترائوس با نوشتن یک نامه سرگشاده از رئیس جمهور اوباما خوهان حفظ شمار فعلی نیروهای امریکایی در افغانستان شدند. حفظ این تعداد، تایید مثبت و مجدد تعهدات امریکا به این کشور، مردم و امنیت آن خواهد بود.
در سال ۲۰۱۲ افغانستان طولانی‌ترین جنگ امریکا شد و به لحاظ دوام، از جنگ ویتنام پیشی گرفت. واشنگتن در افغانستان چه می‌کند؟
در مورد کابل پس از تقریبا ۱۵ سال حمایت، هنوز هم فضای نومیدی حاکم است. حکومت وحدت ملی به گونه‌ی بسیار شدیدی دچار اختلاف درونی است. جیمز آر کلپر، رئیس استخبارات ملی از «خطر جدی شکست سیاسی» در افغانستان سخن گفته است.
مقامات و مسوولان این حکومت در کل ناشایسته، ناکارآ و به گفته دیوید کامرون، نخست وزیر بریتانیا «به طور شگفت‌انگیزی» فاسد هستند. این کشور در رده‌بندی سازمان بین‌المللی شفافیت، در جمع سه فاسدترین کشور جهان قرار گرفته است. تاثیرات بیش از یک‌صد میلیارد دالر کمک در طول دهه گذشته بر این کشور خیلی کم محسوس است.
اقتصاد آن با نوسان سیل پول‌های خارجی در حال خراب شدن است. به گفته فلیپ ریو، خبرنگار رادیوی ملی امریکا، چندین هزار شهروند افغانستان که اکثرا جوان و از قشر متوسط هستند، افغانستان را به قصد اروپا برای یافتن کار، تحصیل و زندهگی آرام ترک کرده‌اند. در این کشور تنها کشت و تولید تریاک یک صنعت در حال رشد باقی مانده است.
پس از این‌که اکثریت نیروهای خارجی در سال ۲۰۱۴ از افغانستان خارج شدند، جنگ افزایش و سیر صعودی داشته است. در حال حاضر نیروهای دولتی در حالت دفاعی قرار گرفته‌اند و باور بر این است که گروه طالبان مناطق بیشتری را نسبت به هرزمانی بعد از مداخله نظامی امریکا در این کشور، تصرف کرده‌اند. مناطقی که یک وقت برای سفر و سیاحت امن و آرام بودند، حالا توسط طالبان کنترول می‌شوند. حتا در کابل، غربی‌ها به ندرت از اقامت‌گاه‌های‌شان بیرون می‌شوند؛ چون حملات در کابل بسیار زیاد و معمول شده است. دیوارهای محافظتی و موانع امنیتی درحال چندین برابر‌شدن هستند.
تلفات ملکی رو به صعود است و در سال گذشته بیش از ۱۱ هزار نفر متضرر شده‌اند. شمار بی‌جا‌شده‌گان داخلی نیز از سال ۲۰۱۳ به این سو دو برابر شده و به ۱.۲ میلیون نفر رسیده است. آن هم در حالی که نیروهای امریکایی در افغانستان حضور دارند.
بدبختانه، امید برای رسیدن به یک توافق سیاسی پایان جنگ در افغانستان، بسیار ضعیف شده است. تصمیم امریکا برای کشتن ملا اختر محمد منصور، رهبر طالبان نشان داد که امید بسیار کمی نسبت به مذاکرات وجود دارد. طالبان جانشینی را برای منصور برگزیده‌اند که هرگونه گفت‌وگو را رد کرده است.
تهدید این رهبر طالبان احتمالاً بیانگر یک پیروزی کامل طالبان نیست. حتی رژیم داکتر نجیب‌الله پس از خروج نظامی مسکو در سال ۱۹۸۹، سه سال دیگر دوام کرد. چیزی که احتمال آن بیشتر است، یک سرزمین تکه‌تکه با چندجانبه شدن و ادامه جنگ برای سال‌ها است. و این یک تراژدی بزرگی خواهد بود؛ اما تفاوت چندانی با امروز نخواهد داشت.
پترائوس و او هانلن ادعا کرده‌اند که یک حضور نظامی دوامدار لازم است. به‌خاطر این‌که افغانستان در جنگ بزرگ خاورمیانه علیه نیروهای تندرو، سنگر موثر شرقی ما است. در حالی که هنوز حضور امریکا در افغانستان مانع عملیات گروه‌های تروریستی القاعده و دولت اسلامی در این کشور نشده است. هردو، القاعده و طالبان پناه‌گاهای امنی را در پاکستان یافته‌اند و عین کار را گروه دولت اسلامی نیز می‌توانند.
گذشته از آن، القاعده در یمن به گونه فزاینده‌یی حضور و فعالیت‌ها‌یش را گسترش داده است و گروه دولت اسلامی (داعش) نیز بخش‌هایی از عراق، لیبیا و سوریه را تحت تصرف‌اش دارد. این‌که چه کسی بر افغانستان حاکمیت می‌کند و یا افغانستان متحد می‌ماند، مهم نیست و مشخصاً برای تضمین یک تعهد نظامی در آسیای مرکزی کافی نمی‌باشد.
افغانستان یک تراژدی است. مردم آن کشور ده‌ها سال است که از جنگ‌های خونین رنج می‌برند. رسیدن به صلح در این کشور هنوز خیلی دور می‌کند.
اما واشنگتن نمی‌تواند از پس مساله افغانستان برآید. ایالات متحده امریکا توان قیمت انسانی و مالی این جنگ بی‌پایان را ندارد. حالا بهترین وقت است و هنوز ناوقت نشده است که نیروها و پرسونل نظامی امریکا را از این کشور به خانه برگردانیم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.