۸۰ سال پس از تأسیس دانشگاه کابل یا کهنه‌سرایِ دانش؟

/

ج ـ.ق / یک تن از دانشجویان دانشگاه کابل
در صنف درسی نشسته بودیم. وقتی ساعت درسی تمام شد، همه‌گی مثلِ همیشه برای گرفتن هوای تازه، به بیرون از صنف رفتیم. اما صحنِ دانشگاه تغییر کرده بود یا بهتر است بگویم در حالِ تغییر بود…
همۀ دانشجوها در گروه‌های سه و یا چهار نفری باهم صحبت می‌کردند. من نیز برای پی بردن به موضوع، با یکی از این گروه‌ها یک‌جا شدم. فهمیدم که قرار است سالگردِ دانشگاه را تجلیل کنند.
در خیابان ورودی دانشگاه، پارچه‌های رنگارنگ نصب کرده بودند. هم‌چنان همراه پرچم زیبای افغانستان، ماشین‌های بزرگ قیرریزی نیز داخلِ دانشگاه شده بودند. کارگران همه مشغولِ کار بودند. یک گروه هم مشغول پاک‌کاری دانشگاه شده بود. یک گروه دیگر نیز مشغول گل‌کاری بود. و مأمورین امنیتی دانشگاه هم با چشم‌هایی بازتر به اطرافِ خود نگاه می‌کردند.
همه چیز به سرعت در حال تغییر بود، انگار قرار است کسی بیاید…
تمامِ این صحنه‌ها من را به فکر فرو برد. من همواره از وضعیت ظاهریِ دانشگاه رنج می‌بردم. زیرا به پاکیزه‌گی و زیباییِ دانشگاه توجه چندانی صورت نمی‌گرفت، نه از طرف ادارۀ دانشگاه و نه هم از طرف محصلان. اما چیزی که مرا بیشتر از همه درد و رنج داده، وضع ظاهری دانشگاه نیست؛ بلکه وضعیتِ علمی دانشگاه بوده است.
دانشگاه کابل از لحاظ علمی، در سطحِ بسیار پایین قرار دارد. از آن‌جایی که معیار برتری دانشگاه‌ها، علمی بودنِ آن‌هاست، باید در تمام دانشگاه‌ها مراکز تحقیقی و پژوهشی مهیا گردد. ولی متأسفانه در دانشگاه کابل، به این عنصر اساسی توجه چندانی صورت نگرفته است. هیچ کوششِ قابل ملاحظه‌یی هم برای تغییرِ این وضعیت وجود ندارد. در هر دانشکده، یک گروه و تیم خاص وجود دارند که سعی می‌کنند هم‌چنان سلطۀ خود را برقرار نگه دارند. بنابراین، نظام درسی دانشگاه کابل، هنوزهم از فرسوده‌گی و کهنه‌گی بیرون نیامده است.
در این ده سال، نیروهای علمیِ قابل قدری وارد کشور شده‌اند که هرکدام دارای درجات معتبرِ علمی هستند، ولی متأسفانه همان گروه و تیم خاص با تفکراتِ قرون وسطایی خود، خواهان جذبِ آن‌ها نیستند و یا بهتر است بگویم که حضور کادرهای آگاه و ورزیده را با منافعِ خود در تضاد می‌بینـند.
برای پی بردن به وضعیت اسف‌بارِ دانشگاه کابل، کافی‌ست به تولیدات علمیِ آن توجه کرد. دانشگاه‌ها مراکز تولیدات علمی کشورها هستند، ولی دانشگاه کابل در هر سال حتا یک مقالۀ علمیِ معتبر در سطح بین‌الملل نداشته و ندارد و سمینارهای علمی نیز برگزار نمی‌کند.
گاهی اوقات فکر می‌کنم که اگر کتاب‌های درسیِ ترجمه و تألیف‌شده در کشورهای منطقه نبودند، مطمیناً دانشگاه‌ کابل و دیگر دانشگاه‌های افغانستان کاملاً از کار می‌افتادند.
هرگاه محصلین به این وضعیت اعتراض می‌کنند، با برخورد بسیار جدیِ استادان و رؤسای دانشکده‌ها روبه‌رو می‌شوند. من بارها شاهد این صحنه بوده‌ام که محصلین پس از اتمام امتحانات، از شدتِ تنفر و خسته‌گی از این درس‌های کهنه و این سیستم فرسوده، چپترهای خود را به آتش کشیده‌اند.
به جرأت باید گفت که اگر به حالِ این کهنه‌سرای دانش (دانشگاه کابل) توجه جدی صورت نگیرد، در هر سال فقط و فقط یک عده بی‌سواد یا کم‌سواد از دانشگاه کابل فارغ می‌شوند و به همین ترتیب، هر کدام از آن‌ها نیز در سال‌های بعد بی‌سوادان یا کم‌سوادانِ دیگری را تقدیم جامعه می‌کنند و این چرخه همین‌طور ادامه خواهد یافت تا…

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.