دیورند؛ پروندۀ بسـته یا باز؟

۱۷ ثور ۱۳۹۲

نثاراحمد فیضی غوریانی ـ عضو مجلس نماینده‌گان

پیشرویِ چهل‌وپنج کیلومتریِ نیروهای پاکستان در داخل خاک افغانستان و ایجاد پاسگاه در این سوی مرز، می‌تواند نشانۀ تجاوز و نقض حاکمیت ملیِ کشورِ ما به شمار رود. هرچند نیروهای پولیس و ارتش، پاسخِ این پیشروی را در دو مورد به طرفِ مقابل داده‌اند، ولی این‌گونه واکنش‌ها به معنای پایان دادن به کل معضلی که میانِ دو کشور از سال‌ها قبل وجود داشته، نمی‌تواند پنداشته شود.
گزارش‌ها در خصوصِ آن‌چه که در اطرافِ مرز دیورند می‌گذرد، چنان آمیخته با اغراق و بعضاً گزافه‌گویی‌هاست که نمی‌توان واقعیتِ رویدادها را به‌درستی و روشنی تشخیص کرد. پاکستان از بدو تشکیل، همواره با دو کشور همسایۀ خود، مشکل مرزی داشته و یا چنین فکر کرده که چنین مشکلی دارد. نخست کشور هند است که پاکستان به دلیل جدا شدن از بدنۀ این کشور، آن را دشمنِ سنتیِ خود به شمار می‌آورد و بر سر مسالۀ کشمیر، درگیری‌های سیاسی و نظامی با هند داشته است. و از جانب دیگر، پاکستان در مرزهای شمالی خود با افغانستان نیز چنین مشکلی را حس می‌کند.
بحث دیورند، یک مسالۀ حقوقی و تاریخی است که باید از مجاری حقوقیِ آن حل شود. هرچند عده‌یی در افغانستان این بحث را مختومه اعلام می‌کنند، ولی دیده شده که در طول تاریخ از آن به عنوان یک اهرم فشار و ابزار سیاسی، به اندازۀ کافی استفاده صورت گرفته است. زمانی سردار محمد داوود خان، فرمانِ سفربری داد و هزاران تن را برای مقابله با پاکستان از سراسر کشور فرا خواند. سردار محمد داوود از مخالفان اصلیِ مرز دیورند در میان سیاست‌مداران افغانستان بود و عمدتاً مسالۀ پشتونستان‌ نیز به وسیلۀ این سیاست‌مدار، به بحثی داغ و جنجالی تبدیل شد. و اما در زمان حاکمیت حزب دموکراتیک خلق، این مسأله وارد فاز تازه‌یی از کشمکش‌ها میانِ دو کشور شد و هر دو طرف، از آن به نفع مسایل سیاسی بهره‌برداری کردند.
سخنان اخیر رییس‌جمهوری کشور نیز که پس از گذشتِ ۱۲ سال از حاکمیتِ جدید مطرح شده، یک بار دیگر مرز دیورند را وارد فضای گفتمان سیاسیِ جامعه کرد. حالا دو جبهۀ مشخص در این مورد کاملاً قابل تشخیص‌اند. نخست، کسانی که بر ابطال مرز دیورند تأکید می‌کنند و با استدلال به جبری بودنِ امضای این سند از سوی امیر عبدالرحمن خان، آن را غیر قابلِ پذیرش می‌دانند. به گفتۀ این طیف از جامعه، مرز دیورند از آغاز هم مرز رسمی میان دو کشور نبوده و دولت افغانستان می‌تواند در روشنی قوانین بین‌المللی، با پاکستان وارد گفت‌وگو شود و حقوق تضیع‌شدۀ خود را در این خصوص از این کشور پس بگیرد. البته در این میان کسانی نیز وجود دارند که بر ایجاد کشوری مستقل به نام پشتونستان تأکید دارند. اما جبهۀ دوم، کسانی‌اند که پروندۀ دیورند را مختومه می‌دانند و به این نظر اند که مرزهای فعلی میان دو کشور، مرزهای شناخته‌شدۀ بین‌المللی استند و نباید به حساسیت‌ها در این خصوص دامن زد. به باور این افراد، بخشی از مشکلات میان دو کشور و حتا ناامنی‌های افغانستان، ناشی از نگرانی‌هایی‌ست که در میان نظامیان و سیاست‌مداران پاکستانی نسبت به مرز دیورند وجود دارد.
پاکستان در خصوصِ اظهارات رییس‌جمهور کرزی، موضع‌گیری کرده و بحث در مورد دیورند را خاتمه‌یافته خوانده است. اما مسالۀ اصلی این‌جاست که تا چه زمانی این مساله میان دو کشور باید حل‌ناشده باقی بماند و به تنش و درگیری منجر شود. همین حالا آن‌چه که در ولسوالی «گوشته» می‌گذرد، این نگرانی را به وجود آورده که مبادا افغانستان وارد یک جنگِ تمام‌عیار با یکی از همسایه‌های خود شود.
نگرانی این‌جاست که دولت افغانستان هنوز مشکلاتِ میان دو کشور را تنها در مسایل اطرافِ خط دیورند تقلیل می‌دهد و خطراتِ دیگری را که از سوی این کشور متوجه افغانستان است، نادیده می‌گیرد. ما با کشور پاکستان بر سر مسایلِ مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی مشکل جدی داریم و این کشور هنوز از حمایت گروه‌های شورشی و دهشت‌افکن دست برنداشته است. از جانب دیگر، در طول یک سال و اندی، پاکستان مناطق مرزیِ افغانستان را آماجِ حملات توپ‌خانه‌یی و راکتی قرار داده است که در نتیجۀ آن‌ها، هزاران باشندۀ مناطق شرقی و جنوبی کشور، از مناطق‌‎شان بی‌جا شده‌اند. دولت افغانستان با وجود هشدارهای مکرری که از سوی مقام‌های محلیِ مناطق شرقی و جنوبی کشور در این خصوص ابراز شد، هیچ اقدام سازنده، پی‌گیرانه و دقیق که متکی بر اصول دیپلماسی و روابط بین‌الملل باشد، انجام نداد.
مناطق شرقی و جنوبیِ کشور ما در حالی از سوی شبه‌نظامیان پاکستانی مورد حمله قرار گرفت و می‌گیرد که هزاران سرباز خارجی در افغانستان حضور دارند و دولت با بیشترِ این کشورها پیمان‌های استراتژیک امضا کرده است.
از سوی دیگر، شورای امنیت سازمان ملل، همواره آمادۀ شنیدنِ سخنانِ دولت‌مردان کشور در خصوص مناسبات و مشکلاتِ ما با کشورهای همسایه بوده، ولی مشخص نیست که چرا دولت افغانستان از طرحِ این مسایل در جوامع بین‌المللی سر باز زده است.
پیشرویِ نیروهای پاکستانی در داخل خاک افغانستان، نگرانی‌های زیادی را می‌تواند به دنبال داشته باشد؛ به ویژه این‌که افغانستان در آستانۀ خروج نیروهای ناتو قرار دارد و هم‌زمان با خروج نیروهای ناتو، مسالۀ دفاعِ مستقلانه و برگزاری انتخابات ریاست جمهوری نیز مطرح است. مسلماً افغانستان در شرایط جنگ و رویارویی، نخواهد توانست به این دو هدفِ بزرگِ ملی دست یابد و بدون تردید، عدم موفقیت در هر یک از این دو هدف، مشکلات بزرگی را دامن‌گیرِ کشور خواهد کرد.
دولت افغانستان باید از تمامیت ارضی و منافع ملیِ کشور دفاع کند و تنها بسنده کردن به تهدید طرفِ مقابل نمی‌تواند به مشکلات در خصوص مسایلِ مورد مناقشه با پاکستان و یا هر کشور دیگری پایان دهد. ضرورت است که دستگاه دیپلماسی کشور، فعال‌تر از هر زمانِ دیگر وارد میدان شود و از تمام گزینه‌های ممکن برای حل تنش‌ها و مشکلات با کشورهای همسایه، سود ببرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.