آیا استعفای غنی چاره‌ساز است؟

۱۲ دلو ۱۳۹۹

 

یکی از خواست‌های بنیادی طالبان در دوحه استقرار حکومت موقت است که از آغاز گفتگوها تاکنون چندین‌بار مطرح شده است. شیرمحمد عباس ستانکزی معاون هیئت گفتگوکنندۀ طالبان، در سفری که به کشور روسیه داشت، در شهر مسکو خواهان کناره‌گیری اشرف‌غنی گردیده و گفته است: درصورتی‌که او جنگ را کنار گذاشته و استعفای خود را اعلان کند ما آماده هستیم که با حکومت آینده کارکنیم. اما آقای ستانکزی مشخص نکرده است که هدف از استعفای غنی، تغییر کارگزاران حکومت است ویا ساختار نظام؟

اگر طالبان با این خواستۀشان از دولت غنی، تغییر در رهبری افغانستان و جابه‌جایی کارگزاران خودشان در دل حکومت باشد، دولت افغانستان با قبول ریسک، جهت آزمون این گروه هم که شده باید آقای غنی را وادار به کناره‌گیری نموده و تا زمان استعفای وی، در قسمت تعیین رییس‌جمهور موقت با طرفِ طالبان و جامعۀ جهانی رایزنی کند. اگر درصورتی‌که هدف طالبان تغییر نظام باشد؛ این خواستۀ شان نه‌تنها بن‌بستِ پروسۀ صلح را قوت می‌بخشد؛ بلکه خواستۀ مردم افغانستان نیز نمی‌باشد؛ زیرا مردم افغانستان یک‌بار زهر نظام امارتی طالبان را چشیده‌اند و طالب دیروز از طالب امروز هیچ توفیری ندارد.

طالبان هم‌اینک به این بهانه آتش‌بس را نمی‌پذیرند که هنوز هم نیروهای خارجی در کشور وجود دارد. آقای ستانکزی، روز جمعه به خبرنگار بی‌بی‌سی گفته بود که «مردم افغانستان انتظار نداشته باشند که باوجود نیروهای خارجی در کشور، ما به آتش‌بس تن می‌دهیم تا به‌گفتۀ شما [خبرنگار بی‌بی‌سی] مردم کشته نشود». از سوی دیگر گفته‌بود که مطابق به توافق‌نامه‌ای که طالبان با دولت امریکا امضاء کرده است، این گروه، از مناطق تحت نفوذشان به منافع امریکا و کشورهای متحد آن آسیب نزده‌اند. این تناقض‌گویی عباس ستانکزی، نشان می‌دهد که طالبان حتا با توافقی که با امریکا بسته‌اند نیز پابند نیستند؛ زیرا امروزه افغانستان یکی از کشورهای متحد امریکا است و طالبان مطابق به توافقی که کرده‌اند نباید هیچ عملیاتی در افغانستان داشته باشند. بااین‌حال، درصورتی‌که اشرف‌غنی به این خواست طالبان تن داده و استعفای خود را اعلان کند؛ آیا کناره‌گیری وی چاره‌ساز است؟ طالبان در مورد این‌که چه کسی و از چه نهادی ناخدای این کشتی پارو شکسته خواهد شد، ابراز نظری نکرده‌اند و سیاست‌مداران کشور نیز تاکنون گزینۀ جانشین برای حکومت موقت ندارند. درصورتی‌که طالبان خودشان فرد جاگزین معرفی کنند آیا موردقبول مردم افغانستان، حکومت و جامعۀ بین‌المللی می‌باشد؟ ویا بالعکس، اگر حکومت افغانستان کسی را معرفی کند آیا موردقبول طالبان و جامعۀ جهانی می‌باشد؟

بااینکه آقای غنی، تاکنون چندین‌بار طرح ادارۀ موقت را رد کرده است؛ ولی باوجود پذیرش آقای غنی در امر اعلان استعفای خود نیز، این پرسش‌های مطرح‌شده و ده‌ها پرسش دیگر، از به درازا کشیدن استقرار حکومت موقت حکایت می‌کند.

مبرهن است که طالبان و دولت افغانستان شخص پیش‌نهادی همدیگر را نمی‌پذیرند و در صورت پافشاری هریک از طرف‌ها، احتمال توسل به‌زور به وجود می‌آید و کشور بار دیگر درگیر شدت‌گرفتن جنگ خواهد شد؛ مگر اینکه امریکا تصمیم بگیرد و شخص ثالثی را در رهبری‌ای پست ادارۀ موقت بگمارد.

به‌نظر می‌رسد که غنی، از این فرصت گفتگوهای دوحه استفادۀ بهینه کرده و برای پایداری خود در قدرت با کشورهای ذی‌دخل، درگیر لابی‌گری است. بلندپایه‌گان ارشد دولتی و حلقات دور و بری رییس‌جمهور نیز آیندۀ خود را فکر کرده‌اند. درصورتی‌که حکومت موقت برگزار نشود بازهم دور دوم حکومت غنی روبه اتمام است و باید از قدرت کنار برود. غنی و حلقات دور و برش به این نکته پی برده‌اند که در حکومت آینده، هیچ نقشی نخواهند داشت. پس از همین رو، برای بقای خود در کشورهای خارجی، زراندوزی می‌کنند.

نشر گزارش سیگار در پیوند به قاچاق پول از ترمینال وی‌آی‌پی فرودگاه بین‌المللی حامدکرزی نیز بی‌ارتباط در این مورد نیست. در کشورهای پیش‌رفته هنگامی‌که زمان کاریی رییس‌جمهور آن به پایان می‌رسد؛ رییس‌جمهور بعدی در کنارِ برنامه‌های خودش، برنامه‌های نیمه‌تمام رییس‌جمهور پیشین را نیز به پایۀ اکمال می‌رساند؛ ولی در افغانستان پس از کناررفتن رییس‌جمهور، ایشان همۀ طرح‌های خود را از رییس‌جمهور بعدی پنهان می‌کند و با تبدیل‌شدنِ زودهنگامِ اعضای کابینه، روئسای ریاست‌های ادارات دولتی و حتا کارمندان ارشد مقام ریاست‌جمهوری و سایر ادارات و به‌کار گماشتن افراد جدید در این پایه‌ها؛ برنامه‌های درحال اجرای رییس‌جمهور پیشین نیز، نیمه‌تمام می‌ماند و فراموش می‌شود.

بااین‌حال، حکومت موقت هم می‌ماند که در یک چنین فضای شکسته و پر از فریب و نیرنگ، چگونه باید کار کند و بن‌بست صلح را چگونه بشکند؟ در نوار صوتی منسوب به محمدامین احمدی عضو هیئت مذاکره‌کنندۀ افغانستان با طالبان در دوحه، سخن شگرفی وجود دارد و آن این‌که «خواستۀ اکثر کشورها این است تا برای رسیدن به صلح، غنی باید کنار برود» به‌نظر نگارنده نیز تنها راهکار، همین است. غنی باید از قدرت کنار برود و زمینۀ استقرار حکومت موقت را فراهم کند. طالبان باید بار دیگر از سوی مردم آزموده شوند که پس از به کنار رفتن آقای غنی؛ آیا از کشتار مردم بی‌گناه دست می‌کشند یا خیر؟ این واپسین آزمون طالبان برای مردم خواهد بود. آقای غنی اگر فکر می‌کند که با کناره‌گیری از قدرت؛ کشور به بحران می‌رود اشتباه می‌کند. باید بفهمد که با کناره‌گیریی ایشان نه‌تنها آب از آب تکان نمی‌خورد؛ بلکه برای نخستین‌بار امید صلح و قطع خون‌ریزی را در دل‌های مردم افغانستان زنده می‌کند. درصورتی‌که طالبان، زیر قول‌شان نزنند و به آتش‌بس طولانی‌مدت تن دهند و با شریک‌شدن در قدرت از کشتار مردم دست بکشند؛ شاید آقای غنی نزد مردم افغانستان عزیز شود و بانی صلح لقب گیرد. این تنها راهی است که آقای غنی با استفادۀ بهینه از آن، می‌تواند روی تمام خالی‌گاه‌های خود سرپوش گذاشته نزد مردم، عزیز شود. حتا درصورتی‌که پس از استعفای ایشان، طالبان موافقت نکنند و کشور را به بحران ببرند نیز؛ غنی فرض خود را ادا کرده است و با این ترفند توانسته است که پایگاه نداشتۀ مردمی‌ای طالبان را به صفر رسانده و چهرۀ سیاه و بدقول این گروه را برای جهانیان به اثبات برساند. آنگاه وقت این فرا می‌رسد که مردم افغانستان با حمایت جامعۀ جهانی درتلاش شکست نظامی طالبان بسیج شوند و هیچ‌کشوری هم دلیلی برای دفاع از طالبان نخواهد داشت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.