نیما و مکاتب ادبی

نیما و مکاتب ادبی

دورۀ رمانتيسم، دورۀ غلبه بر زبان و ذهن اشرافي بود. نيما نيز تلاش مي‌كرد اقتدار زبان اشرافي شعر كلاسيك فارسی را بشكند. او به هر واژه‌یي از هر طبقه‌یي، اجازۀ ورود به شعرش را مي‌داد. براي «ابهام» نيز كه در...

ادامه مطلب...
معمار خودی، گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

معمار خودی، گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

بخش چهارم و پایانی/ اقبال سراسر جهانِ پهناورِ ماده را میدانی برای تجلی و تظاهر خداوند می‌داند؛ بنابراین هرچه دنیایی‌ست، از ریشة وجودی خود مقدس است، پس همه جامة تقدس به تن دارند. با این دید، اسلام در حقیقت کوششی‌ست برای...

ادامه مطلب...
معمارِِِِ خودی/گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

معمارِِِِ خودی/گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

بخش سوم/ اقبال خطاب به مسلمانانی که شکوه و ترقی اجتماعی را در وابسته‌گی به غرب جست‌وجو می‌کنند و هویت و جوهرِ خودیِ خویش را گم کرده‌اند، می‌گوید: علـم غیـر آمـوختـن، آموختـی روی خویش با غازه‌اش افروختی ارجمنـدی از شعارش می‌بـری مـن ندانـم تـو تـویی...

ادامه مطلب...
معمارٍ خودی/ گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

معمارٍ خودی/ گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

بخش دوم/ اقبال در پاسخ به این پرسش که چه چیزی موجب تقویتِ خودی یا ذاتِ بشری می‌شود، عواملِ زیر را یادآوری می‌کند: 1. عشق؛ در وصفِ آن گفته است، روحی‌ست که قادر به تجدید جهان می‌باشد. عشق و محبت، هر مانعی...

ادامه مطلب...
معمـــارِ خــودی گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

معمـــارِ خــودی گُـلگشتـی در کـوچـه‌هـای انـدیشـه اقبـال

بخش نخسـت/ اقبال (1256-1317م) نزد فیلسوفان، یک فیلسوف است. از نظر سیاست‌مداران به‌خاطر نقش بارزی که در تأسیس پاکستان ایفا کرد، سیاست‌مداری زبردست است. وقتی به "بازسازی اندیشة دینی در اسلام" نگاه می‌شود، اقبال پس از شاه ولی‌الله دهلوی در هند،...

ادامه مطلب...