جریان ‏های سیاسی: «وفاق ملی» راه حل عبور از بحران است

چهار شنبه 2 حوت 1396/

ائتلاف نجات افغانستان برای بیرون رفتن از بحران کنونی در اعلامیه‌یی خواهان «وفاق ملی» در کشور شده است.
اعضای ائتلاف نجات در نشستی در کابل گفتند که باید پیش از هر عملیۀ کلان کشوری تفاهم‎ همگانی و وفاق ملی برای اقناع عمومی و اعتمادسازی mandegar-3در کشور شکل گیرد.
طرح «وفاق ملی» به منظور عبور از بحران سیاسی، انتقال مسالمت‎آمیز قدرت و تشکیل فراگیر حکومت آینده، از جانب احمدولی مسعود، از شخصیت‎های مطرح سیاسی کشور ارایه شده است.
احمد ولی مسعود در سفر به ولایات و دیدار و ملاقات با بزرگان و شخصیت‎های متنفذ، ضمن تشریح طرح اجندای ملی و وفاق ملی،
خواستار توافق همگانی پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری شده است.
طراح طرح وفاق ملی معتقد است که اگر بدون توافق نخبه‌گان سیاسی و وفاق ملی، به انتخابات ریاست جمهوری برویم، بحران در کشور فراگیر شده و هیچ گروهی وضعیت را مهار نمی‎تواند.
در طرح وفاق ملی بر وفاق روی اشتراکات ملی در کشور تأکید دارد تا از این دریچه به مسایل اختلافی پرداخته شود و راه حلی برای آن پدیدار گردد.
تا کنون، چهره‎های برجستۀ سیاسی و شهروندان کشور از طرح وفاق ملی استقبال و حمایت کرده‌اند.
پیشتر استاد عبدرب الرسول سیاف، رهبر جهادی، حامد کرزی، رییس جمهور پیشین، محمد اسماعیل خان، رهبر جهادی، استاد عطا محمد نور، والی بلخ، رحمت الله نبیل، رییس پیشین امنیت ملی، جنرال عبدالرازق، فرمانده پولیس کندهار و شمار دیگر از سیاست‎مداران از این طرح استقبال و پشتیبانی کرده‌اند.

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    جناب سفیر صاحب ولی مسعود. در تائید بر تلاش های جناب شما من یک نبصره یی در باره یک مباحثه سیاسی استادان فاکولته حقوق درتلویزیون آریانا نموده ام که در پایان آن تبصره از تلاش جناب شما و برنامه وفاق ملی تان تمجید کرده ام . در ذیل این تبصره و لینک بحث را پست می نمایم . جناب مدیر مسئول روزنامه ماندگار می تواند این مطلب را در روزنامه نشر نمایند:

    بحث جالب در باره اقتدار سیاسی :

    در این مباحثه ، باتاثر به جای یک تحلیل سیاسی – تاریخی در باره یک کشور جنگزده مشمول اجندای شو رای امنیت ملل متحد و تحولات سیاسی بعد از توافق بن ، بیشتر اشتراک کنندگان به ویژه جناب صافی و جناب فریور نوت های درسی خود رادرباره تعریف دولت و حاکمیت و قلمرو تشریح نمودند.

    شعار های ضد تسلط وحضور خارجی که بر وفق تصامیم شورای امنیت م م مشروعیت پیدا نموده است در هم نوایی با صدا های طالبان- پاکستان – گلبدین -ایرا ن تکرار می شد بدون آن که الترناتیف معقولی با در نظر داشت فضای فعلی منطقوی و جهانی ارایه گردد و متحدی برای افغانستان جنگ زده بجای امریکا معرفی شود.

    لهجه استاد فریور که شاید از پوهاند های بومی خارج نرفته باشد و نوت های درسی را تکرار میکرد بسیار شدید بود به ویژه در باره جزیره های قدرت ؟ و مذمت امریکایی ها. جناب شان از نقش پا کستان – طالب -گلبدین آی اس آی در بیش از سه دهه اخیر ذکری نمی نماید و قصاب کابل را که جدیدن بالوسیله غنی تجهیز و تسلیح میشود یادنمی کند. راه حلی که در آخر ارایه می کند بیشتر شعار بود تا یک نقشه راه برای نجات کشور. این استاد باید کمی تاریخ جنبش های آزادی بخش ملی را بخواند تا بفهمد که رزمندگان سیاسی- نظامی بعد از آزادی برای مدت زمان طولانی جزئی از حیات سیاسی کشور های جدید آزاد شده بودند و آن ها رانمی توان با صدور فرمان نابود نمود. کرزی تا اندازه یی بر ضد تاجیکان عمدتن دست به کار شد و غنی هم ادامه داد اما واقعیت های مزار- سمنگان – قندهار – مشرقی نشان داد که این کار نا ممکن است . صرف در طول تاریخ از طریق انتگراشن سیاسی نظامی تدریجی این مامول تحقق می یابد.

    استاد صافی هم کتابی صحبت میکرد. در حالی که از وی انتظار می رفت که با در نظر داشت تجربه تاریخی بعد از جنگ دوم جهانی در اروپا وجرمنی- جاپان که حتی قانون اساسی بعد از جنگ شان تحت نظارت و حضور امریکا ترتیب شد وبا مساعدت های مالی تخنیکی امریکا دو باره به پای خود ایستاد شدند صحبت میکردند.

    درست است که امریکا برای منافع خود در افغانستان حضور یافته و منافع خاص خود رادارد. اما سیاسیون ما از کرزی- تا غنی بر مبنای منافع ویژه تباری خود با ارایه طرح های غلط به منظور مهندسی – اجتماعی- سیاسی اروپا و امریکا را ، به هدف منزوی ساختن نیرو های بومی – ملی ضد افراطیت و مداخله خارجیان به خصوص پا کستان ، تشویق وجهت دادند. خلیلزاد – کرزی – غنی و دیگر دوستان شان در گمراه ساختن خارجیان ، برای اجندای قومی خود حتی در تسوید ، تصویب و تزویر قانو اساسی ، نقش منفی بازی نمودند. لطفن برای درک حقایق پشت پرده کتاب های سپنتا ، رابرت گیتس ، ستیف کول را بخوانید تا عمق این سوء نیت کرزی – غنی رادرک کنید.

    باید روی این نکته تاکید می شد که کرزی-غنی با هم نوایی با خلیلزاد بعد ازموافقتنامه بن اجندای قومی خود را بجای یک دید ملی همه شمول تعقیب می نمودند. در زمان اشغال شوروی سابق در سطح ادارات نلدوانی هم مشاور موجود بود و مداخله می کردند اما امریکایی تا جایی که من میبینم مایکرو منجمنت نمی کنند. این اداره امور غنی و تیم نیمه فاشیستی غنی است که می گویند تاجیکان باید در اداره امور و یا وزارت داخله جذب نه شوند و یا قانو ن توشیح شده شناسنامه را حتی بعد از توشیح غنی تطبیق نمی کند.

    نتیجه این که باید عامل داخلی این نا به سامانی بدون عامل خارجی هم شرح و تفسیر میگردید که استاد صافی و فریور این توانایی و دانش را متبارز نساختند. آقای ترشتوال یکانه کسی بود که تحلیل قسمن معقول می کردند. هیچ یک از اشتراک کنندگان در باره کرزی-غنی و تبانی شان برای به کرسی نشاندن غنی از طریق تزویر و جعل انتخابات و مشکلا تی که منجر به توافقنامه سیاسی شد ذکری نکردند فقط به نوت های درسی خود برای مشروعیت سیاسی رفرنس میدادند و راه حل رانمی کفتند. اشتراک کنندگان این بحث نگفتند چه باید میشد بخصوص بعد از افتضاح تقلبات و فضای پر تشنج آن زمان که اگر حکومت وحدت ملی بمیان آمد چرا صادقانه با یک روحیه ملی تیم ارگ همکاری نکرد تا در ظرف دوسال مشروعیت کا مل سیاسی با تحقق مواد مندرجه آن بمیان میامد. خلاصه فساد سیاسی و فساد مالی و انارشیسم سیاسی موجود ناشی از تشکیل یک محور مافیای سیاسی – اقتصادی می باشد که بر محور پشتونیسم در افغانستان بمیان آمده است . “مرتجعین ” نسل کهنه میراث دار نادر خان – هاشم خان – داوود و مهمند بابا از درک واقعیت های سیاسی – اجتماعی و بیداری اقوام عاجزند و بر طبل حماقت شوونیستی خود ادامه میدهند.

    تلاش هایی باید برای یک توافق سیاسی و اجماع سیاسی بزرگ برای توافق بر محور یک منشور بزرگ صورت گیرد. آقای ولی مسعود درین زمینه فعالیت هایی را آغاز نموده است.

    پ.ن.: در باره روش پاسیف و تسلیم طلبی سپیدار – جمعیت و متحدین شان ضرورتی به تذکر نیست .
    https://www.youtube.com/watch?v=BmQvFp5RaIY&feature=youtu.be